یکی از مهمترین تصمیمها در سرمایهگذاری این است که مشخص کنیم چه میزان ریسک برای ما مناسب است. این موضوع فقط به این مربوط نمیشود که از کاهش قیمت میترسیم یا نه، بلکه باید بررسی کنیم از نظر مالی، زمانی و روانی تا چه اندازه میتوانیم نوسان و زیان را تحمل کنیم.
دو نفر ممکن است سرمایه، سن یا حتی هدف مشابهی داشته باشند، اما ریسکپذیری آنها یکسان نباشد. یکی ممکن است با افت 20 درصدی سبد همچنان آرام بماند، در حالی که دیگری با کاهش 10 درصدی تصمیم بگیرد تمام دارایی خود را بفروشد. در مقابل، ممکن است فردی از نظر روانی علاقه زیادی به ریسک داشته باشد، اما به دلیل بدهی، درآمد ناپایدار یا نیاز نزدیک به سرمایه، از نظر مالی توان پذیرش همان میزان ریسک را نداشته باشد.
به همین دلیل تعیین سطح مناسب ریسک باید قبل از انتخاب سبد، سهم یا استراتژی انجام شود. اگر سطح ریسک اشتباه انتخاب شود، حتی یک سرمایهگذاری مناسب نیز ممکن است در عمل برای فرد قابل تحمل نباشد.
ریسکپذیری چیست؟
ریسکپذیری به میزان تمایل فرد برای پذیرش نوسان، عدم قطعیت و احتمال زیان در مقابل فرصت کسب بازده بیشتر گفته میشود. فردی که ریسکپذیری بالاتری دارد معمولاً میتواند تغییرات بزرگتر در ارزش سرمایه را تحمل کند و برای رسیدن به بازده بالاتر، عدم قطعیت بیشتری بپذیرد.
در مقابل، فردی با ریسکپذیری پایین معمولاً حفظ سرمایه و ثبات را در اولویت قرار میدهد و ترجیح میدهد بازده کمتر اما قابل پیشبینیتری داشته باشد.
با این حال ریسکپذیری فقط یک ویژگی شخصیتی نیست. شرایط مالی، افق زمانی و هدف سرمایهگذاری نیز باید در کنار آن بررسی شوند.
تفاوت ریسکپذیری و توان تحمل ریسک چیست؟
این دو مفهوم به یکدیگر نزدیک هستند اما یکسان نیستند. ریسکپذیری بیشتر به تمایل روانی فرد برای پذیرش نوسان و زیان مربوط میشود، در حالی که توان تحمل ریسک به شرایط مالی واقعی او ارتباط دارد.
ممکن است فردی از نظر شخصیتی بسیار جسور باشد و از نوسانات بازار نترسد، اما اگر یک سال دیگر برای خرید خانه به سرمایه خود نیاز داشته باشد، توان واقعی پذیرش افت شدید را ندارد.
در مقابل، فردی ممکن است از نظر مالی شرایط مناسبی داشته باشد، درآمد پایدار، بدهی کم و افق بلندمدت داشته باشد، اما از نظر روانی نتواند کاهش ارزش سبد را تحمل کند.
سطح مناسب ریسک باید هر دو عامل را در نظر بگیرد.
ظرفیت ریسک چیست؟
ظرفیت ریسک به میزان زیانی اشاره دارد که فرد از نظر مالی میتواند تحمل کند بدون اینکه برنامه مالی اصلی او آسیب جدی ببیند.
برای مثال اگر فردی 500 میلیون تومان سرمایه داشته باشد اما 400 میلیون تومان آن را یک سال دیگر برای خرید خانه نیاز داشته باشد، ظرفیت ریسک او برای آن بخش بسیار پایین است.
در مقابل، کسی که سرمایه مازاد دارد و تا سالها به آن نیاز ندارد، ظرفیت بیشتری برای پذیرش نوسان دارد.
ظرفیت ریسک معمولاً بیشتر به وضعیت مالی وابسته است و برخلاف احساسات، با اعداد و شرایط واقعی قابل ارزیابی است.
تحمل روانی ریسک چیست؟
تحمل روانی ریسک به واکنش فرد در برابر کاهش ارزش سرمایه مربوط میشود. ممکن است روی کاغذ تصور کنیم افت 20 یا 30 درصدی را تحمل میکنیم، اما تجربه واقعی بازار چیز دیگری نشان دهد.
برخی افراد در زمان افت بازار مرتب قیمتها را بررسی میکنند، خوابشان تحت تأثیر قرار میگیرد یا تصمیمهای ناگهانی میگیرند. این رفتار نشان میدهد سطح ریسک واقعی سبد بیشتر از تحمل روانی آنهاست.
سرمایهگذاری باید به گونهای باشد که فرد بتواند در شرایط سخت نیز به برنامه خود پایبند بماند.
چرا شناخت ریسکپذیری اهمیت دارد؟
اگر سطح ریسک سبد بیشتر از تحمل واقعی فرد باشد، احتمال زیادی وجود دارد که سرمایهگذار در بدترین زمان ممکن از بازار خارج شود. ممکن است در دوره رشد با اعتمادبهنفس وارد داراییهای پرریسک شود و بعد در اولین افت جدی آنها را بفروشد.
در مقابل، اگر ریسک بسیار کمتر از نیاز باشد، ممکن است بازده سبد برای رسیدن به هدف مالی کافی نباشد.
بنابراین مسئله فقط کاهش ریسک نیست، بلکه انتخاب مقدار مناسب ریسک است.
ریسکپذیری بالا یعنی چه؟
فردی با ریسکپذیری بالا معمولاً میتواند نوسانات بزرگتری را تحمل کند و ممکن است بخش بیشتری از سرمایه را به داراییهای رشدی اختصاص دهد.
این افراد معمولاً افق بلندمدتتری دارند و افتهای کوتاهمدت را بخش طبیعی سرمایهگذاری میدانند.
با این حال ریسکپذیری بالا نباید به معنی بیاحتیاطی یا تمرکز بیش از حد باشد. حتی فرد ریسکپذیر نیز باید اندازه موقعیت، تنوع و نقدشوندگی را کنترل کند.
ریسکپذیری متوسط یعنی چه؟
فردی با ریسکپذیری متوسط معمولاً میان رشد و ثبات تعادل ایجاد میکند. او حاضر است بخشی از سرمایه را در داراییهای پرنوسان قرار دهد، اما نمیخواهد افت شدید کل سبد را تحمل کند.
چنین سرمایهگذاری ممکن است از ترکیبی از سهام، درآمد ثابت، طلا و نقدینگی استفاده کند.
این سطح برای بسیاری از سرمایهگذاران مناسب است، زیرا امکان رشد را حفظ میکند و در عین حال شدت نوسان را محدود میکند.
ریسکپذیری پایین یعنی چه؟
افراد با ریسکپذیری پایین معمولاً حفظ سرمایه و ثبات را در اولویت قرار میدهند. ممکن است بخش بیشتری از سبد آنها در درآمد ثابت، وجه نقد یا داراییهای کمنوسان قرار گیرد.
این رویکرد برای افرادی که افق کوتاه دارند یا به سرمایه خود در آینده نزدیک نیاز دارند میتواند منطقی باشد.
مشکل زمانی ایجاد میشود که محافظهکاری بیش از حد باعث شود بازده بلندمدت از تورم عقب بماند.
سن چه اثری بر ریسکپذیری دارد؟
سن میتواند روی ظرفیت ریسک اثر داشته باشد، اما به تنهایی تعیینکننده نیست. افراد جوان معمولاً افق زمانی طولانیتری دارند و فرصت بیشتری برای جبران افتهای موقت بازار دارند.
در مقابل، فردی که به بازنشستگی نزدیک است ممکن است به حفظ سرمایه و نقدشوندگی بیشتری نیاز داشته باشد.
با این حال دو فرد همسن میتوانند شرایط کاملاً متفاوتی داشته باشند، بنابراین سن باید در کنار درآمد، دارایی، بدهی و هدف بررسی شود.
افق زمانی چه نقشی دارد؟
هرچه افق سرمایهگذاری طولانیتر باشد، معمولاً امکان تحمل نوسان بیشتر میشود. فردی که برای پانزده سال آینده سرمایهگذاری میکند، زمان بیشتری برای عبور از دورههای نزولی دارد.
در مقابل، اگر پول یک سال دیگر موردنیاز است، حتی فردی با شخصیت ریسکپذیر نباید آن را در دارایی بسیار پرنوسان قرار دهد.
افق زمانی یکی از مهمترین عوامل در تعیین ظرفیت واقعی ریسک است.
ثبات درآمد چه اثری دارد؟
فردی با درآمد پایدار معمولاً توان بیشتری برای تحمل افت سرمایه دارد، زیرا همچنان میتواند هزینههای زندگی را از درآمد جاری پوشش دهد.
در مقابل، فردی با درآمد نامنظم یا وابسته به یک بازار خاص ممکن است نیاز داشته باشد نقدینگی بیشتری نگه دارد.
اگر درآمد و سرمایهگذاری هر دو به یک صنعت وابسته باشند، ریسک کلی زندگی مالی فرد افزایش پیدا میکند.
بدهی چگونه ریسکپذیری را تغییر میدهد؟
بدهی میتواند ظرفیت ریسک را کاهش دهد، بهخصوص اگر هزینه آن بالا باشد یا پرداختهای ماهانه سنگین باشند.
فردی که بخش بزرگی از درآمد خود را صرف اقساط میکند، فضای کمتری برای تحمل کاهش ارزش سرمایه دارد.
به همین دلیل وضعیت بدهی باید قبل از انتخاب سطح ریسک بررسی شود.
صندوق اضطراری چه نقشی دارد؟
داشتن ذخیره نقدی برای هزینههای پیشبینینشده میتواند ظرفیت ریسک را افزایش دهد. اگر فردی صندوق اضطراری مناسبی داشته باشد، احتمال اینکه در زمان افت بازار مجبور به فروش داراییها شود کمتر است.
در مقابل، کسی که تمام سرمایه خود را وارد بازار کرده و هیچ ذخیرهای ندارد، حتی در صورت تحمل روانی بالا ممکن است مجبور به فروش اجباری شود.
بنابراین صندوق اضطراری بخشی از مدیریت ریسک است.
هدف مالی چه اثری دارد؟
نوع هدف روی سطح مناسب ریسک اثر مستقیم دارد. هدفی مانند خرید خانه در دو سال آینده به ثبات بیشتری نیاز دارد، در حالی که هدفی مانند بازنشستگی در بیست سال آینده ظرفیت بیشتری برای داراییهای رشدی دارد.
ممکن است یک فرد همزمان چند هدف داشته باشد و برای هرکدام سطح ریسک متفاوتی انتخاب کند.
لازم نیست تمام سرمایه با یک درجه ریسک مدیریت شود.
نیاز به نقدینگی چه اهمیتی دارد؟
اگر احتمال دارد در آینده نزدیک به پول نیاز داشته باشید، بخشی از سرمایه باید در داراییهای نقدشونده و کمنوسان باشد.
سرمایهگذاری در داراییهای پرریسک زمانی منطقیتر است که فرد مجبور نباشد در زمان نامناسب آنها را بفروشد.
نیاز به نقدینگی یکی از عواملی است که میتواند ظرفیت ریسک را حتی برای فردی با تحمل روانی بالا محدود کند.
تجربه سرمایهگذاری چه نقشی دارد؟
فردی که تجربه کمی دارد ممکن است واکنش واقعی خود به نوسان را هنوز نشناسد. در دورههای صعودی تقریباً همه تصور میکنند ریسکپذیر هستند، اما افت بازار تصویر واقعیتری نشان میدهد.
به همین دلیل بهتر است افراد مبتدی با سطح ریسک متعادلتر شروع کنند و با تجربه بیشتر تصمیم خود را اصلاح کنند.
افزایش تجربه میتواند تحمل نوسان را بهتر کند، اما تضمین نمیکند فرد حتماً باید ریسک بیشتری بپذیرد.
دانش مالی چه اثری دارد؟
شناخت بهتر بازار و ابزارهای سرمایهگذاری میتواند باعث شود فرد نوسانات طبیعی را از خطرهای واقعی بهتر تشخیص دهد.
فردی که تفاوت میان افت موقت و زیان دائمی را میفهمد، ممکن است واکنش منطقیتری به بازار داشته باشد.
با این حال دانش بیشتر نباید باعث اعتمادبهنفس بیش از حد شود.
شخصیت فرد چقدر مهم است؟
برخی افراد ذاتاً راحتتر با عدم قطعیت کنار میآیند، در حالی که برخی دیگر ثبات را ترجیح میدهند.
این ویژگی میتواند روی رفتار سرمایهگذاری اثر بگذارد، اما نباید تنها معیار باشد.
اگر شخصیت ریسکپذیر باشد اما شرایط مالی اجازه ندهد، سطح ریسک باید همچنان محدود شود.
چگونه ریسکپذیری خود را بسنجیم؟
یکی از روشهای ساده این است که سناریوهای فرضی را بررسی کنیم. تصور کنید ارزش سبد شما طی چند ماه 10، 20 یا 30 درصد کاهش پیدا کند. آیا میتوانید بدون نیاز به فروش منتظر بمانید یا احتمال دارد تصمیم عجولانه بگیرید؟
سؤال بعدی این است که آیا چنین افتی برنامه مالی شما را تهدید میکند یا فقط از نظر روانی ناراحتکننده است.
ترکیب پاسخ این دو سؤال تصویر خوبی از تحمل و ظرفیت ریسک میدهد.
پرسشنامه ریسکپذیری چقدر قابل اعتماد است؟
پرسشنامههای ریسکپذیری میتوانند نقطه شروع خوبی باشند، اما نباید به تنهایی مبنای تصمیم قرار گیرند.
پاسخ افراد به سؤالات فرضی ممکن است با رفتار واقعی آنها در زمان افت بازار متفاوت باشد.
بهتر است نتیجه پرسشنامه در کنار وضعیت مالی، افق زمانی و تجربه واقعی بررسی شود.
تجربه گذشته چه چیزی نشان میدهد؟
اگر قبلاً سرمایهگذاری کردهاید، رفتار خود را در دورههای نزولی بررسی کنید. آیا در افت بازار دارایی فروختهاید؟ آیا مرتب قیمتها را دنبال کردهاید؟ آیا بعد از کاهش قیمت، استراتژی خود را تغییر دادهاید؟
این رفتارها اطلاعات مهمی درباره تحمل واقعی ریسک ارائه میدهند.
رفتار واقعی معمولاً از پاسخ فرضی دقیقتر است.
افت قابل تحمل را مشخص کنید
یکی از روشهای کاربردی این است که مشخص کنید چه مقدار افت در کل سبد میتوانید تحمل کنید بدون اینکه برنامه خود را تغییر دهید.
اگر افت 10 درصدی باعث اضطراب شدید میشود، سبدی با نوسان بالقوه 30 یا 40 درصد احتمالاً مناسب نیست.
این عدد دقیق نیست، اما به انتخاب تخصیص دارایی کمک میکند.
تفاوت افت موقت و زیان دائمی را بشناسید
بخشی از ریسکپذیری به درک ماهیت زیان مربوط میشود. افت قیمت کوتاهمدت ممکن است بعداً جبران شود، اما زیان ناشی از ورشکستگی یا تصمیم ضعیف میتواند دائمی باشد.
سرمایهگذار باید بتواند این دو را از هم جدا کند.
تحمل نوسان به معنی تحمل هر نوع زیانی نیست.
آیا باید ریسکپذیری را بر اساس بازده مورد انتظار تنظیم کنیم؟
نباید فقط به این دلیل که بازده بیشتری میخواهیم، ریسک بیشتری بپذیریم. سطح ریسک باید ابتدا بر اساس ظرفیت و تحمل واقعی تعیین شود.
بعد از آن میتوان بررسی کرد چه ترکیب داراییای در همان محدوده میتواند بازده مناسب ایجاد کند.
اگر رسیدن به هدف فقط با پذیرش ریسک بسیار بالا ممکن باشد، شاید لازم باشد هدف، مدت سرمایهگذاری یا میزان پسانداز اصلاح شود.
بازده هدف را واقعبینانه تعیین کنید
انتظار بازده بسیار بالا معمولاً سرمایهگذار را به سمت ریسک بیشتر سوق میدهد. اگر هدف غیرواقعی باشد، حتی یک سبد منطقی ممکن است ناکافی به نظر برسد.
گاهی افزایش مبلغ پسانداز یا طولانیتر کردن افق زمانی بهتر از افزایش شدید ریسک است.
مدیریت مالی خوب فقط به پیدا کردن بازده بیشتر وابسته نیست.
ریسکپذیری در بازار صعودی تغییر میکند؟
در بازار صعودی بسیاری از افراد خود را ریسکپذیرتر از واقعیت تصور میکنند، زیرا افت جدی را تجربه نمیکنند.
رشد مداوم قیمتها میتواند حس امنیت کاذب ایجاد کند و باعث افزایش وزن داراییهای پرریسک شود.
سطح ریسک نباید فقط بر اساس احساس دورههای خوب بازار تعیین شود.
بازار نزولی تصویر واقعیتری میدهد
دوره نزولی معمولاً نشان میدهد تحمل واقعی فرد چقدر است. کسی که در بازار صعودی خود را بسیار ریسکپذیر میدانست، ممکن است در افت شدید رفتار متفاوتی نشان دهد.
این تجربه میتواند برای اصلاح سبد آینده مفید باشد.
هدف این نیست که بعد از هر افت تمام ساختار عوض شود، بلکه باید از تجربه برای شناخت بهتر خود استفاده کرد.
ریسکپذیری با طمع تفاوت دارد
تمایل به سود سریع نباید با ریسکپذیری اشتباه گرفته شود. فرد ممکن است بازده بالا بخواهد اما کوچکترین زیان را تحمل نکند.
ریسکپذیری واقعی یعنی فرد هم سود احتمالی و هم زیان احتمالی را بپذیرد.
اگر فقط بخش مثبت دیده شود، تصمیم بیشتر ناشی از طمع است تا مدیریت ریسک.
ریسکپذیری با شجاعت تفاوت دارد
پذیرش ریسک بالا به خودی خود نشانه جسارت یا مهارت نیست.
سرمایهگذاری حرفهای بیشتر به مدیریت اندازه ریسک مربوط است تا نمایش تحمل بالا.
گاهی انتخاب سبد محافظهکارانهتر دقیقاً تصمیم منطقیتری است.
آیا ریسکپذیری ثابت میماند؟
خیر. شرایط زندگی تغییر میکند و سطح مناسب ریسک نیز ممکن است تغییر کند.
افزایش سن، ازدواج، تولد فرزند، تغییر شغل، خرید خانه یا نزدیک شدن به بازنشستگی میتوانند ظرفیت ریسک را کاهش یا افزایش دهند.
به همین دلیل ریسکپذیری باید در فواصل مشخص بازبینی شود.
چه زمانی ریسکپذیری را دوباره ارزیابی کنیم؟
بازبینی سالانه میتواند برای بسیاری از افراد کافی باشد، مگر اینکه تغییر مهمی در شرایط مالی رخ دهد.
تغییر بزرگ در درآمد، بدهی، هدف یا افق زمانی دلیل مناسبی برای ارزیابی مجدد است.
نوسان کوتاهمدت بازار به تنهایی نباید باعث تغییر دائمی سطح ریسک شود.
ریسکپذیری در سرمایهگذاری بلندمدت
در افق بلندمدت، فرد ممکن است بتواند سهم بیشتری از داراییهای رشدی داشته باشد، اما این موضوع فقط زمانی منطقی است که از نظر روانی نیز بتواند افتهای موقت را تحمل کند.
اگر فرد در اولین کاهش بزرگ بازار از سبد خارج شود، مزیت افق بلندمدت از بین میرود.
بنابراین استراتژی بلندمدت باید با تحمل واقعی فرد هماهنگ باشد.
ریسکپذیری در سرمایهگذاری کوتاهمدت
در افق کوتاه، ظرفیت ریسک معمولاً کمتر است، زیرا زمان کمی برای جبران افت وجود دارد.
اگر سرمایه قرار است چند ماه یا یک سال دیگر استفاده شود، نوسان شدید میتواند مشکل بزرگی ایجاد کند.
در چنین شرایطی حفظ سرمایه معمولاً اهمیت بیشتری از بازده بالا دارد.
ریسکپذیری در معاملهگری
در معاملهگری، ریسکپذیری باید در قالب قواعد مشخص تبدیل به عدد شود. معاملهگر باید بداند در هر معامله چه مقدار از کل سرمایه را حاضر است از دست بدهد.
ریسکپذیری بالا نباید به معنی ریسک کردن درصد بزرگی از حساب در هر معامله باشد.
حفظ سرمایه و امکان ادامه فعالیت اهمیت بیشتری دارد.
ریسک هر معامله چقدر باشد؟
عدد ثابت و مناسبی برای همه وجود ندارد. مقدار ریسک باید با نوع استراتژی، نوسان بازار و اندازه سرمایه هماهنگ باشد.
مهمترین اصل این است که چند معامله زیانده پشت سر هم نباید بتوانند حساب را به شکل جدی آسیب بزنند.
در مقاله «اندازه موقعیت» این موضوع دقیقتر بررسی خواهد شد.
ریسکپذیری و اندازه موقعیت
هرچه تحمل و ظرفیت ریسک کمتر باشد، اندازه هر موقعیت نیز باید محدودتر باشد.
ممکن است دو نفر یک دارایی مشابه بخرند اما وزن آن در سبدشان متفاوت باشد.
در واقع مدیریت ریسک بیشتر از آنکه درباره انتخاب دارایی باشد، درباره مقدار سرمایهای است که به هر تصمیم اختصاص میدهیم.
ریسکپذیری و تخصیص دارایی
سطح ریسک مستقیماً روی ترکیب سبد اثر دارد. فرد محافظهکار معمولاً سهم بیشتری از داراییهای باثبات دارد، در حالی که فرد تهاجمی میتواند وزن بیشتری به داراییهای رشدی بدهد.
البته تخصیص باید با افق زمانی و هدف نیز هماهنگ باشد.
هیچ ترکیب ثابتی برای همه افراد وجود ندارد.
ریسکپذیری و نقدینگی
فردی که نقدینگی کافی ندارد باید محافظهکارتر باشد، زیرا ممکن است در زمان نامناسب مجبور به فروش شود.
وجود ذخیره نقدی امکان تحمل نوسان بیشتر را فراهم میکند.
این موضوع نشان میدهد ریسکپذیری فقط به احساس فرد مربوط نیست.
ریسکپذیری و اهرم
اهرم میتواند سطح واقعی ریسک را چند برابر کند. فردی ممکن است تصور کند فقط مبلغ محدودی سرمایهگذاری کرده، اما با اهرم در معرض موقعیتی بسیار بزرگتر قرار داشته باشد.
به همین دلیل استفاده از اهرم باید بسیار محافظهکارانهتر از سرمایهگذاری عادی ارزیابی شود.
ریسکپذیری بالا دلیل کافی برای استفاده سنگین از اهرم نیست.
نشانههای ریسک بیش از حد
اگر دائماً قیمتها را بررسی میکنید، با هر افت کوچک نگران میشوید یا نوسانات بازار روی خواب و تمرکز شما اثر میگذارند، ممکن است سبد بیش از حد پرریسک باشد.
نشانه دیگر این است که افت معمول بازار بتواند برنامه مالی شما را تهدید کند.
همچنین اگر مجبور شوید برای تأمین هزینههای روزمره دارایی بفروشید، سطح ریسک یا ساختار نقدینگی مناسب نبوده است.
نشانههای ریسک کمتر از حد
اگر سبد تقریباً هیچ نوسانی ندارد اما بازده آن برای رسیدن به هدف کافی نیست، ممکن است سطح ریسک بیش از حد پایین باشد.
این موضوع بهخصوص در افق بلندمدت مهم است.
محافظهکاری بیش از حد میتواند خطر کاهش قدرت خرید و نرسیدن به هدف مالی را افزایش دهد.
ریسک مناسب یعنی چه؟
ریسک مناسب سطحی است که از یک طرف امکان رسیدن به هدف مالی را فراهم کند و از طرف دیگر در شرایط نامطلوب قابل تحمل باشد.
اگر سبدی فقط در بازار صعودی قابل تحمل باشد، احتمالاً ریسک آن بیش از حد است.
در مقابل، اگر سبد آنقدر محافظهکار باشد که احتمال رسیدن به هدف پایین باشد، ریسک کمتر از حد انتخاب شده است.
یک مثال از فرد محافظهکار
فرض کنید فردی 55 ساله سه سال دیگر قصد بازنشستگی دارد و بخش بزرگی از سرمایه برای هزینههای آینده موردنیاز است.
حتی اگر این فرد از نظر شخصیتی به بازار سهام علاقه داشته باشد، ظرفیت ریسک او محدود است.
سبد او احتمالاً باید وزن بیشتری در داراییهای باثبات و نقدشونده داشته باشد.
یک مثال از فرد متعادل
فردی 40 ساله با درآمد پایدار، بدهی محدود و افق دهساله ممکن است بتواند نوسان متوسطی را تحمل کند.
چنین فردی میتواند ترکیبی از داراییهای رشدی و باثبات داشته باشد.
هدف او ایجاد تعادل میان رشد و کنترل ریسک است.
یک مثال از فرد تهاجمی
فردی جوان با درآمد پایدار، صندوق اضطراری مناسب و افق بیستساله ممکن است ظرفیت بیشتری برای داراییهای پرنوسان داشته باشد.
اگر تحمل روانی نیز بالا باشد، میتواند وزن بیشتری به سرمایهگذاریهای رشدی اختصاص دهد.
با این حال همچنان باید تنوع و کنترل اندازه موقعیت رعایت شود.
برای هر هدف سطح ریسک جداگانه داشته باشید
ممکن است بخشی از سرمایه برای هدف کوتاهمدت و بخش دیگری برای هدف بلندمدت باشد.
سرمایه مربوط به خرید خانه در دو سال آینده نباید همان سطح ریسک سرمایه بازنشستگی بیست سال بعد را داشته باشد.
این روش باعث میشود نیازهای مختلف با یکدیگر مخلوط نشوند.
یک چارچوب ساده برای سنجش ریسکپذیری
برای ارزیابی اولیه میتوانید چهار موضوع را بررسی کنید: زمان، وضعیت مالی، تحمل روانی و هدف.
ابتدا مشخص کنید چه زمانی به پول نیاز دارید. سپس درآمد، بدهی، نقدینگی و ذخیره اضطراری را بررسی کنید. بعد تصور کنید سبد در یک دوره سخت چقدر میتواند افت کند و واکنش شما چه خواهد بود. در نهایت بررسی کنید آیا سطح ریسک انتخابشده با هدف مالی هماهنگ است.
این چهار مرحله معمولاً تصویر مناسبی از سطح ریسک ایجاد میکنند.
یک چکلیست برای تعیین سطح ریسک
برای شناخت بهتر شرایط خود میتوانید به این پرسشها پاسخ دهید:
- چه زمانی به این سرمایه نیاز دارم؟
- درآمد من چقدر پایدار است؟
- چه مقدار بدهی دارم؟
- آیا صندوق اضطراری دارم؟
- اگر ارزش سبد 10 درصد کاهش پیدا کند چه واکنشی نشان میدهم؟
- اگر افت به 20 یا 30 درصد برسد چه میکنم؟
- آیا مجبور میشوم در زمان افت سرمایه را بفروشم؟
- آیا قبلاً افت جدی بازار را تجربه کردهام؟
- هدف اصلی من حفظ سرمایه است یا رشد؟
- آیا بازده مورد انتظار من واقعبینانه است؟
پاسخ این پرسشها میتواند کمک کند تفاوت بین علاقه به ریسک و ظرفیت واقعی آن مشخص شود.
اشتباهات رایج در تعیین ریسکپذیری
یکی از اشتباهات رایج این است که فرد فقط بر اساس سن یا یک پرسشنامه تصمیم بگیرد. هیچکدام از این موارد به تنهایی کافی نیستند.
اشتباه دیگر این است که در بازار صعودی سطح ریسک را افزایش دهیم، زیرا تصور میکنیم نوسان کاهش یافته است.
همچنین برخی افراد فقط به بازده مورد انتظار نگاه میکنند و برای رسیدن به سود بیشتر، ریسک بسیار بیشتری از ظرفیت خود میپذیرند.
از روی عملکرد دیگران ریسک خود را تعیین نکنید
ممکن است فرد دیگری با سبدی بسیار پرریسک سود زیادی کسب کرده باشد، اما شرایط او با شما متفاوت باشد.
میزان سرمایه، درآمد، افق زمانی و تحمل زیان او ممکن است کاملاً متفاوت باشد.
به همین دلیل کپی کردن سطح ریسک دیگران تصمیم مناسبی نیست.
ریسکپذیری را مکتوب کنید
ثبت سطح ریسک میتواند به جلوگیری از تصمیمهای احساسی کمک کند.
میتوانید برای خود مشخص کنید حداکثر چه مقدار افت در کل سبد قابل قبول است، چه درصدی از سرمایه میتواند در داراییهای پرریسک باشد و چه شرایطی باعث کاهش ریسک میشود.
این قواعد در زمان نوسان بازار بسیار مفید هستند.
آیا سطح ریسک را باید بعد از زیان کاهش داد؟
کاهش ریسک فقط به دلیل یک دوره زیان همیشه تصمیم درستی نیست. ممکن است افت بازار بخشی طبیعی از استراتژی باشد.
اما اگر تجربه واقعی نشان دهد نوسان بیش از تحمل شماست، اصلاح سطح ریسک منطقی است.
تفاوت اصلی این است که تصمیم باید بر اساس شناخت بهتر خود باشد، نه ترس لحظهای.
آیا بعد از سود زیاد باید ریسک را افزایش داد؟
چند دوره سود موفق نباید به شکل خودکار باعث افزایش ریسک شود.
موفقیت کوتاهمدت ممکن است بخشی از شرایط بازار باشد.
سطح ریسک باید بر اساس وضعیت مالی و هدف تعیین شود، نه عملکرد چند معامله اخیر.
ریسکپذیری مناسب چه حسی دارد؟
سبد مناسب نباید کاملاً بدون نگرانی باشد، زیرا هر سرمایهگذاری با عدم قطعیت همراه است. اما نباید آنقدر پرریسک باشد که سرمایهگذار نتواند به برنامه خود پایبند بماند.
اگر بتوانید نوسانات منطقی سبد را تحمل کنید و همزمان احتمال رسیدن به هدف مالی مناسب باشد، سطح ریسک احتمالاً متعادل است.
جمعبندی
ریسکپذیری فقط به این معنی نیست که فرد از نوسان بازار میترسد یا نه. برای تعیین سطح مناسب ریسک باید تمایل روانی، توان مالی، افق زمانی، وضعیت درآمد، بدهی، نقدینگی و هدف سرمایهگذاری همزمان بررسی شوند.
ممکن است فرد از نظر شخصیتی ریسکپذیر باشد اما ظرفیت مالی کافی نداشته باشد، یا از نظر مالی توان پذیرش ریسک داشته باشد اما نتواند از نظر روانی نوسان را تحمل کند. سطح مناسب زمانی شکل میگیرد که هر دو جنبه با یکدیگر هماهنگ باشند.
ریسک کمتر همیشه بهتر نیست و ریسک بیشتر نیز به معنی بازده بالاتر تضمینشده نیست. هدف این است که مقدار ریسک به اندازهای باشد که هم امکان رسیدن به هدف مالی را فراهم کند و هم در دورههای سخت بازار قابل تحمل باقی بماند.
بعد از مشخص شدن سطح ریسک، مرحله بعد این است که این تصمیم را به عدد تبدیل کنیم و مشخص کنیم در هر سرمایهگذاری یا معامله چه مقدار از کل سرمایه وارد شود. این موضوع در مقاله بعدی، «اندازه موقعیت»، بررسی میشود.


