هیچ سرمایه‌گذاری کاملاً بدون ریسک نیست. حتی دارایی‌هایی که نوسان کمی دارند می‌توانند تحت تأثیر تورم، تغییر نرخ بهره، نقدشوندگی یا شرایط اقتصادی قرار گیرند. بنابراین هدف مدیریت ریسک حذف کامل احتمال زیان نیست؛ هدف این است که یک اشتباه، یک معامله یا یک اتفاق نامطلوب نتواند آسیب غیرقابل جبرانی به کل سرمایه وارد کند.

بخش «مدیریت ریسک» برای شناخت همین موضوع ایجاد شده است. در این بخش یاد می‌گیریم ریسک فقط کاهش قیمت نیست، چگونه می‌توان میزان ریسک هر تصمیم را کنترل کرد و چه ابزارهایی برای جلوگیری از زیان‌های بسیار بزرگ وجود دارند.

مدیریت ریسک یعنی چه؟

هر تصمیم سرمایه‌گذاری نتیجه نامعلومی دارد. ممکن است تحلیل ما درست باشد و دارایی افزایش قیمت پیدا کند یا شرایط برخلاف انتظار پیش برود.

مدیریت ریسک به جای اینکه تمام تمرکز را روی احتمال سود قرار دهد، سؤال دیگری مطرح می‌کند:

اگر اشتباه کنم چه اتفاقی برای سرمایه من می‌افتد؟

سرمایه‌گذار حرفه‌ای قبل از خرید فقط درباره هدف سود فکر نمی‌کند. او باید بداند حداکثر چه مقدار سرمایه در معرض این تصمیم قرار می‌گیرد، نقدشوندگی دارایی چگونه است و در صورت تغییر شرایط چه برنامه‌ای خواهد داشت.

این طرز فکر در سرمایه‌گذاری بلندمدت، بورس، رمزارز، فارکس و حتی مسکن کاربرد دارد.

ریسک فقط نوسان قیمت نیست

بسیاری از افراد ریسک را فقط احتمال کاهش قیمت می‌دانند، در حالی که انواع مختلفی از ریسک وجود دارند.

ممکن است دارایی قیمت مناسبی داشته باشد اما هنگام نیاز نتوان آن را سریع فروخت؛ این ریسک نقدشوندگی است. ممکن است سرمایه‌گذاری بازده اسمی مثبت داشته باشد اما از تورم عقب بماند؛ این ریسک کاهش قدرت خرید است.

در اوراق بدهی، ریسک نرخ بهره و اعتبار ناشر اهمیت دارد. در ارز، تغییرات اقتصادی و سیاست‌های پولی مؤثرند. در رمزارزها علاوه بر قیمت، ریسک صرافی، کیف پول و فناوری وجود دارد.

در صفحه انواع ریسک این موارد را به‌صورت کامل بررسی کرده‌ایم.

ریسک‌پذیری با توان تحمل زیان یکسان نیست

ممکن است فرد از نظر روانی فردی جسور باشد و کاهش ۳۰ درصدی بازار او را نگران نکند، اما این به معنی آن نیست که از نظر مالی می‌تواند چنین زیانی را تحمل کند.

در مدیریت ریسک بین دو مفهوم تفاوت وجود دارد: تحمل ریسک و ظرفیت ریسک.

تحمل ریسک بیشتر جنبه روانی دارد؛ یعنی فرد با چه میزان نوسان احساس ناراحتی می‌کند.

ظرفیت ریسک به شرایط واقعی مالی مربوط است. فردی که چند ماه دیگر به پول نیاز دارد، حتی اگر از نظر شخصیتی ریسک‌پذیر باشد، ظرفیت پذیرش زیان زیادی ندارد.

در صفحه ریسک‌پذیری این تفاوت و روش ارزیابی آن را توضیح داده‌ایم.

اندازه موقعیت چرا اهمیت دارد؟

حتی اگر یک تحلیل اشتباه باشد، میزان زیان نهایی تا حد زیادی به اندازه سرمایه‌ای بستگی دارد که وارد آن تصمیم شده است.

اگر تنها بخش کوچکی از سبد روی یک سرمایه‌گذاری قرار گرفته باشد، شکست آن ممکن است قابل مدیریت باشد. اما اگر بیشتر دارایی فرد روی یک سهم، رمزارز یا معامله متمرکز شده باشد، همان اشتباه می‌تواند نتیجه بسیار متفاوتی ایجاد کند.

Position Sizing یا اندازه موقعیت به همین سؤال پاسخ می‌دهد:

چه مقدار از سرمایه باید در هر تصمیم قرار گیرد؟

این مفهوم هم برای معامله‌گر و هم برای سرمایه‌گذار بلندمدت اهمیت دارد و در صفحه «اندازه موقعیت» به‌صورت کامل بررسی شده است.

حد ضرر فقط مخصوص معامله‌گران نیست

Stop Loss بیشتر با معامله‌گری شناخته می‌شود. معامله‌گر ممکن است از قبل مشخص کند اگر قیمت به محدوده خاصی رسید، معامله بسته شود.

اما در سرمایه‌گذاری بلندمدت خروج همیشه به یک درصد ثابت کاهش قیمت وابسته نیست. ممکن است قیمت سهم کاهش یابد ولی وضعیت بنیادی شرکت تغییر نکرده باشد.

در سرمایه‌گذاری بلندمدت می‌توان به جای حد ضرر صرفاً قیمتی از قواعد خروج استفاده کرد؛ برای مثال تغییر فرض سرمایه‌گذاری، افزایش بیش از حد ارزش‌گذاری، کاهش کیفیت دارایی یا تغییر نیاز مالی فرد.

در بخش حد ضرر و خروج تفاوت این دو نگاه بررسی می‌شود.

چرا زیان‌های بزرگ خطرناک‌اند؟

زیان‌های بزرگ از نظر ریاضی جبران سخت‌تری دارند.

اگر سرمایه ۱۰ درصد کاهش پیدا کند، حدود ۱۱ درصد رشد برای بازگشت به مقدار اولیه لازم است. اما اگر ۵۰ درصد کاهش پیدا کند، برای جبران کامل باید ۱۰۰ درصد رشد کند.

به همین دلیل یکی از اصول مهم مدیریت ریسک جلوگیری از افت‌هایی است که ادامه مسیر را بسیار دشوار می‌کنند.

هدف این نیست که هیچ‌گاه زیان نداشته باشیم؛ هدف این است که زیان‌ها به اندازه‌ای کنترل شوند که سرمایه همچنان امکان ادامه و بازیابی داشته باشد.

اهرم چگونه ریسک را چند برابر می‌کند؟

Leverage یا اهرم اجازه می‌دهد با سرمایه‌ای کوچک‌تر موقعیت بزرگ‌تری کنترل شود.

اگر ۱۰۰۰ دلار سرمایه داشته باشید و بدون اهرم دارایی ۱۰۰۰ دلاری بخرید، کاهش ۵ درصدی حدود ۵۰ دلار زیان ایجاد می‌کند. اما اگر با همان سرمایه موقعیت ۱۰ هزار دلاری داشته باشید، همان حرکت ۵ درصدی می‌تواند ۵۰۰ دلار اثر ایجاد کند.

اهرم فقط سود را بزرگ نمی‌کند؛ زیان را نیز افزایش می‌دهد.

Margin Call، Stop Out و Liquidation نیز از پیامدهای معاملات اهرمی هستند و به همین دلیل این موضوع به‌صورت مستقل در صفحه اهرم و مارجین بررسی شده است.

تنوع‌بخشی چه نقشی در مدیریت ریسک دارد؟

یکی از ابزارهای اصلی کاهش ریسک، جلوگیری از تمرکز بیش از حد است.

اما داشتن تعداد زیادی دارایی الزاماً تنوع ایجاد نمی‌کند. اگر همه دارایی‌ها تحت تأثیر یک عامل مشترک باشند، ممکن است هنگام بحران هم‌زمان کاهش پیدا کنند.

تنوع واقعی زمانی ایجاد می‌شود که منابع ریسک و بازده دارایی‌ها کاملاً یکسان نباشند.

از آنجا که موضوع تنوع‌بخشی مستقیماً با ساخت پرتفوی مرتبط است، توضیح کامل آن در بخش استراتژی سرمایه‌گذاری → ساخت سبد ارائه شده است. در مدیریت ریسک، تنوع یکی از ابزارهای کنترل ریسک محسوب می‌شود اما نباید جایگزین اندازه موقعیت و سایر روش‌ها شود.

آیا مدیریت ریسک باعث کاهش سود می‌شود؟

گاهی ممکن است مدیریت ریسک باعث شود در یک معامله یا دوره خاص سود کمتری نسبت به فردی با ریسک بسیار بالا کسب کنید.

برای مثال استفاده نکردن از اهرم شدید به این معنی است که در حرکت مثبت بازار سود شما کمتر خواهد بود.

اما هدف مدیریت ریسک حداکثر کردن سود یک معامله نیست؛ هدف افزایش احتمال بقا و ادامه سرمایه‌گذاری در بلندمدت است.

سرمایه‌گذاری که در چند ماه سود بسیار بالایی کسب کند اما بعد تمام سرمایه را از دست بدهد، سیستم پایداری نداشته است.

از کجا شروع کنیم؟

اگر با مفهوم ریسک آشنایی کمی دارید، ابتدا صفحه انواع ریسک را مطالعه کنید. بعد به سراغ ریسک‌پذیری بروید تا تفاوت میان تحمل روانی و ظرفیت واقعی ریسک را بشناسید.

مرحله بعد شناخت اندازه موقعیت است؛ یعنی چه مقدار سرمایه روی هر تصمیم قرار گیرد.

برای معامله‌گران، صفحه‌های حد ضرر و خروج و اهرم و مارجین اهمیت ویژه‌ای دارند. سرمایه‌گذاران بلندمدت نیز از قواعد خروج، تنوع و کنترل تمرکز استفاده می‌کنند.

هدف نهایی این بخش بسیار ساده است: قبل از فکر کردن به اینکه چقدر می‌توانیم سود کنیم، بدانیم در صورت اشتباه چه مقدار ممکن است از دست بدهیم.