یکی از مهمترین تصمیمها در مدیریت ریسک این است که مشخص کنیم چه مقدار از سرمایه را وارد هر معامله یا سرمایهگذاری کنیم. بسیاری از افراد تمام تمرکز خود را روی انتخاب سهم، زمان ورود یا تحلیل بازار میگذارند، اما حتی یک تحلیل خوب هم اگر با اندازه موقعیت نامناسب همراه باشد، میتواند نتیجه ضعیفی ایجاد کند.
ممکن است دو نفر دقیقاً یک دارایی را در یک قیمت بخرند و حتی در یک نقطه از معامله خارج شوند، اما به دلیل تفاوت در حجم سرمایهگذاری، نتیجه آنها از نظر ریسک کاملاً متفاوت باشد. اگر نفر اول فقط 5 درصد از سرمایه خود را وارد کرده باشد و نفر دوم 50 درصد سرمایه را به همان معامله اختصاص داده باشد، افت یکسان قیمت اثر بسیار متفاوتی روی حساب آنها خواهد داشت.
اندازه موقعیت یا Position Size مشخص میکند چه مقدار از کل سرمایه به یک معامله یا سرمایهگذاری اختصاص داده شود. هدف اصلی این است که حتی اگر تحلیل اشتباه از آب درآمد، زیان یک تصمیم نتواند بخش بزرگی از سرمایه را از بین ببرد.
اندازه موقعیت یعنی چه؟
اندازه موقعیت به حجم سرمایهای گفته میشود که در یک معامله یا سرمایهگذاری قرار میگیرد. این مقدار میتواند به صورت درصدی از کل سبد، مبلغ پول یا تعداد واحد دارایی بیان شود.
برای مثال اگر فردی 200 میلیون تومان سرمایه داشته باشد و 20 میلیون تومان از آن را وارد یک سهم کند، اندازه موقعیت او 10 درصد کل سرمایه است.
همین مفهوم در معاملهگری نیز کاربرد دارد، با این تفاوت که معمولاً اندازه موقعیت بر اساس مقدار ریسک قابل قبول و فاصله تا حد ضرر تعیین میشود.
چرا اندازه موقعیت مهم است؟
اندازه موقعیت تعیین میکند اگر معامله خلاف انتظار حرکت کند، چه اثری روی کل سرمایه ایجاد شود. حتی اگر احتمال موفقیت یک معامله زیاد باشد، تخصیص بیش از حد سرمایه به آن میتواند ریسک بزرگی ایجاد کند.
فرض کنید سرمایهگذار 100 میلیون تومان سرمایه دارد و 70 میلیون تومان را وارد یک سهم میکند. اگر سهم 30 درصد افت کند، کل سرمایه حدود 21 درصد کاهش پیدا میکند. در مقابل، اگر فقط 10 میلیون تومان در همان سهم قرار گرفته باشد، همان افت 30 درصدی فقط حدود 3 درصد از کل سرمایه را تحت تأثیر قرار میدهد.
به همین دلیل اندازه موقعیت یکی از مهمترین ابزارهای کنترل زیان است.
اندازه موقعیت با مبلغ خرید تفاوت دارد؟
در ظاهر شبیه هم هستند، اما از نظر مدیریت ریسک بهتر است اندازه موقعیت را نسبت به کل سرمایه بررسی کنیم. مبلغ 50 میلیون تومان برای فردی با سرمایه 100 میلیون تومان بسیار بزرگ است، اما برای فردی با سرمایه 5 میلیارد تومان وزن کمی دارد.
بنابراین عدد مطلق به تنهایی اطلاعات کافی نمیدهد و همیشه باید نسبت آن به کل سرمایه یا کل سبد بررسی شود.
اندازه موقعیت و ریسک هر معامله چه ارتباطی دارند؟
در معاملهگری حرفهای، اندازه موقعیت معمولاً از مقدار ریسکی که فرد حاضر است در یک معامله بپذیرد شروع میشود. ابتدا مشخص میشود حداکثر چه مقدار از کل سرمایه میتواند از دست برود و سپس بر اساس فاصله قیمت ورود تا حد ضرر، حجم معامله محاسبه میشود.
برای مثال اگر فردی 100 میلیون تومان سرمایه داشته باشد و تصمیم بگیرد در هر معامله حداکثر 1 درصد از سرمایه را ریسک کند، حداکثر زیان قابل قبول او یک میلیون تومان است.
اگر فاصله ورود تا حد ضرر 10 درصد باشد، اندازه موقعیت باید حدود 10 میلیون تومان باشد تا در صورت فعال شدن حد ضرر، زیان به همان یک میلیون تومان محدود شود.
فرمول ساده اندازه موقعیت
برای محاسبه اندازه موقعیت میتوان از این رابطه ساده استفاده کرد:
اندازه موقعیت = مبلغ ریسک مجاز ÷ درصد فاصله تا حد ضرر
برای مثال اگر کل سرمایه 200 میلیون تومان باشد و فرد در هر معامله حداکثر 1 درصد، یعنی 2 میلیون تومان ریسک کند، و فاصله قیمت ورود تا حد ضرر 5 درصد باشد، اندازه موقعیت حدود 40 میلیون تومان خواهد بود.
این محاسبه کمک میکند حجم معامله بر اساس ریسک تعیین شود، نه بر اساس احساس یا اعتمادبهنفس.
ریسک هر معامله چند درصد باشد؟
هیچ عدد واحدی برای همه مناسب نیست. میزان ریسک به تجربه، نوع بازار، نوسان دارایی، تعداد معاملات و سبک معاملهگری بستگی دارد.
برخی معاملهگران درصد بسیار کمی از سرمایه را در هر معامله ریسک میکنند، زیرا میدانند چند معامله زیانده پشت سر هم میتواند اتفاق بیفتد.
اصل مهم این است که حتی چند زیان متوالی نباید حساب را به شکل جدی آسیب بزند.
چرا درصدهای کوچک اهمیت دارند؟
ممکن است 1 یا 2 درصد ریسک در هر معامله بسیار کم به نظر برسد، اما این محدودیت برای حفظ سرمایه در دورههای بد طراحی شده است.
اگر فردی در هر معامله 20 درصد از سرمایه را در معرض زیان قرار دهد، فقط چند معامله ناموفق میتواند بخش بزرگی از حساب را از بین ببرد.
مدیریت ریسک حرفهای بیشتر بر دوام و بقا در بلندمدت تمرکز دارد تا حداکثر کردن سود یک معامله.
افت سرمایه و سختی جبران زیان
هرچه زیان بزرگتر شود، جبران آن دشوارتر است. اگر سرمایه 10 درصد کاهش پیدا کند، برای بازگشت به مقدار اولیه به حدود 11 درصد رشد نیاز دارد. اگر 25 درصد کاهش پیدا کند، حدود 33 درصد رشد لازم است و اگر سرمایه 50 درصد افت کند، باید 100 درصد رشد کند تا به نقطه شروع برگردد.
این رابطه نشان میدهد چرا کنترل اندازه موقعیت اهمیت زیادی دارد.
هدف این است که از زیانهایی جلوگیری شود که جبران آنها به رشد بسیار بزرگ نیاز دارد.
حد ضرر چگونه روی اندازه موقعیت اثر میگذارد؟
هرچه فاصله حد ضرر از نقطه ورود بیشتر باشد، برای ثابت نگه داشتن ریسک باید اندازه موقعیت کوچکتر شود.
برای مثال اگر حداکثر زیان قابل قبول یک میلیون تومان باشد، معاملهای با حد ضرر 5 درصد میتواند اندازه بزرگتری نسبت به معاملهای با حد ضرر 15 درصد داشته باشد.
به همین دلیل نباید برای تمام معاملات حجم یکسان انتخاب کرد.
اندازه موقعیت بدون حد ضرر چگونه تعیین میشود؟
در سرمایهگذاری بلندمدت ممکن است حد ضرر قیمتی مشخص وجود نداشته باشد. در این شرایط اندازه موقعیت بیشتر بر اساس ریسک بنیادی، میزان اطمینان، نقدشوندگی و نقش دارایی در سبد تعیین میشود.
برای مثال یک سرمایهگذار ممکن است تصمیم بگیرد وزن هیچ سهمی از 10 درصد کل پرتفوی بیشتر نشود.
در این حالت سقف وزن نقش ابزار کنترل ریسک را ایفا میکند.
اندازه موقعیت در سرمایهگذاری بلندمدت
در سرمایهگذاری بلندمدت معمولاً هدف این نیست که با نوسان کوتاهمدت از معامله خارج شویم. بنابراین اندازه موقعیت باید به گونهای باشد که افتهای طبیعی بازار قابل تحمل باشند.
اگر فردی سهمی با نوسان بالا را با وزن بسیار زیاد وارد سبد کند، ممکن است حتی بدون تغییر شرایط بنیادی، نوسان آن فشار زیادی ایجاد کند.
بنابراین وزن باید با کیفیت دارایی و نوسان آن هماهنگ باشد.
اندازه موقعیت در معاملهگری کوتاهمدت
در معاملهگری کوتاهمدت، اندازه موقعیت معمولاً دقیقتر و عددیتر تعیین میشود. معاملهگر باید قبل از ورود بداند نقطه خروج کجاست، چه مقدار حاضر است زیان کند و بر اساس آن چند واحد از دارایی را بخرد.
اگر این محاسبه بعد از ورود انجام شود، مدیریت ریسک عملاً دیر شروع شده است.
آیا اندازه موقعیت برای همه معاملات یکسان است؟
خیر. داراییها نوسان، نقدشوندگی و ریسک متفاوتی دارند. معاملهای با نوسان بسیار زیاد معمولاً باید با اندازه کوچکتری انجام شود.
در مقابل، دارایی باثباتتر ممکن است وزن بیشتری در سبد داشته باشد.
حجم ثابت برای تمام معاملات یکی از اشتباهات رایج است.
نوسان دارایی چه نقشی دارد؟
هرچه نوسان بیشتر باشد، احتمال حرکت شدید قیمت نیز بیشتر است. اگر اندازه موقعیت بدون توجه به نوسان تعیین شود، ممکن است یک دارایی پرنوسان بخش بزرگی از ریسک سبد را به خود اختصاص دهد.
به همین دلیل برخی سرمایهگذاران اندازه موقعیت را بر اساس نوسان تنظیم میکنند.
در این روش دارایی پرنوسان وزن کمتری میگیرد و دارایی باثباتتر میتواند وزن بیشتری داشته باشد.
نقدشوندگی چه اثری دارد؟
در داراییهای کمنقدشونده، خروج ممکن است دشوار باشد و معامله با حجم بالا حتی روی قیمت بازار اثر بگذارد.
به همین دلیل اندازه موقعیت باید با حجم معاملات و عمق بازار هماهنگ باشد.
در بازار کمعمق، موقعیت بزرگ میتواند ریسک خروج را افزایش دهد.
اندازه موقعیت و ریسک تمرکز
حتی اگر هر معامله به تنهایی مناسب باشد، مجموع چند موقعیت میتواند ریسک تمرکز ایجاد کند.
برای مثال ممکن است سه سهم مختلف داشته باشید که هرکدام 15 درصد سبد هستند، اما هر سه در یک صنعت فعالیت کنند.
در این حالت 45 درصد سرمایه به یک صنعت وابسته است.
بنابراین اندازه موقعیت باید هم در سطح هر دارایی و هم در سطح کل گروه بررسی شود.
معاملات همبسته چه مشکلی ایجاد میکنند؟
ممکن است چند معامله جداگانه باز کنید، اما همه آنها به یک عامل مشترک وابسته باشند. در این حالت ریسک واقعی بیشتر از چیزی است که از تعداد معاملات به نظر میرسد.
برای مثال چند سهم صادراتی ممکن است همگی به نرخ ارز وابسته باشند.
اگر همه موقعیتها همزمان تحت فشار قرار بگیرند، زیان کل میتواند بسیار بیشتر شود.
اندازه موقعیت و همبستگی
اگر دو دارایی همبستگی بالایی دارند، بهتر است مجموع وزن آنها نیز کنترل شود.
در چنین شرایطی ممکن است لازم باشد اندازه هر موقعیت کوچکتر باشد.
هدف این است که یک عامل مشترک نتواند بخش بزرگی از سبد را همزمان تحت تأثیر قرار دهد.
اندازه موقعیت در سبد متنوع
در یک سبد متنوع، وزن داراییها میتواند بر اساس نقش آنها متفاوت باشد. داراییهای اصلی و باثبات ممکن است وزن بیشتری داشته باشند، در حالی که داراییهای پرریسک یا فرصتهای خاص وزن کمتری میگیرند.
همه داراییها لازم نیست وزن یکسان داشته باشند.
مهم این است که مجموع ریسک در سطح قابل قبول باقی بماند.
وزن مساوی چیست؟
در روش وزن مساوی، سرمایه به نسبت مشابه بین چند دارایی تقسیم میشود. برای مثال در سبد دهسهمی، هر سهم میتواند 10 درصد وزن داشته باشد.
این روش ساده است و از تمرکز زیاد جلوگیری میکند.
با این حال تفاوت ریسک میان داراییها را در نظر نمیگیرد.
وزن بر اساس ریسک چیست؟
در این روش، داراییهای پرریسک وزن کمتری میگیرند و داراییهای باثباتتر وزن بیشتری دارند.
هدف این است که سهم هر دارایی از ریسک کل نزدیکتر باشد.
این روش نسبت به وزن مساوی پیچیدهتر است، اما میتواند کنترل دقیقتری ایجاد کند.
وزن بر اساس میزان اطمینان
برخی سرمایهگذاران وزن بیشتری به موقعیتهایی میدهند که نسبت به آنها اطمینان بیشتری دارند.
این روش میتواند منطقی باشد، اما خطر اعتمادبهنفس بیش از حد نیز وجود دارد.
حتی قویترین تحلیل باید سقف وزن داشته باشد.
آیا باید روی بهترین ایده بیشترین سرمایه را گذاشت؟
نه لزوماً. ممکن است یک ایده از نظر تحلیل جذاب باشد، اما همچنان ریسکهای ناشناخته وجود داشته باشند.
یکی از اصول مدیریت حرفهای این است که هیچ ایدهای به اندازهای بزرگ نشود که اشتباه در آن کل سبد را تهدید کند.
اطمینان بالا نباید جایگزین کنترل ریسک شود.
سقف وزن هر دارایی
تعیین سقف وزن یکی از سادهترین ابزارهای مدیریت ریسک است. برای مثال ممکن است تصمیم بگیرید هیچ سهمی بیشتر از 10 درصد سبد نشود.
عدد مناسب برای همه یکسان نیست و باید با نوع سبد، نوسان و تجربه فرد هماهنگ باشد.
وجود سقف باعث میشود رشد یا هیجان باعث تمرکز ناخواسته نشود.
حداقل اندازه موقعیت
موقعیت بیش از حد کوچک نیز ممکن است منطقی نباشد. اگر یک سرمایهگذاری فقط 0.1 درصد سبد را تشکیل دهد، حتی عملکرد بسیار خوب آن اثر زیادی بر نتیجه نخواهد داشت.
همچنین مدیریت تعداد زیادی موقعیت کوچک میتواند سبد را پیچیده کند.
بنابراین هم سقف و هم حداقل معنیدار بودن موقعیت اهمیت دارند.
چند موقعیت همزمان مناسب است؟
عدد مشخصی برای همه وجود ندارد. تعداد مناسب به زمان، تجربه و نوع استراتژی بستگی دارد.
تعداد کم میتواند ریسک تمرکز ایجاد کند و تعداد زیاد نیز مدیریت را دشوار کند.
بهتر است تعداد موقعیتها به اندازهای باشد که هم تنوع ایجاد شود و هم امکان پیگیری واقعی وجود داشته باشد.
اندازه موقعیت و سرمایه محدود
برای سرمایه کوچک، تقسیم بیش از حد میتواند باعث شود موقعیتها آنقدر کوچک شوند که کارایی کاهش پیدا کند.
در این شرایط صندوقها یا ابزارهای متنوع میتوانند گزینه سادهتری باشند.
سرمایه محدود نباید بهانهای برای تمرکز کامل روی یک دارایی شود.
اندازه موقعیت در سرمایه بزرگ
در سرمایههای بزرگ، نقدشوندگی اهمیت بیشتری پیدا میکند. ممکن است موقعیت بزرگ باعث شود خروج سریع دشوار شود.
همچنین بهتر است سرمایه میان چند ابزار و بازار تقسیم شود تا ریسک تمرکز کاهش یابد.
هرچه سرمایه بزرگتر باشد، اهمیت ساختار و کنترل وزن بیشتر میشود.
افزایش پلهای اندازه موقعیت
برخی سرمایهگذاران به جای ورود کامل، موقعیت را به تدریج میسازند. ممکن است ابتدا با وزن کم وارد شوند و در صورت تأیید تحلیل، حجم را افزایش دهند.
این روش میتواند ریسک ورود اولیه را کاهش دهد.
با این حال افزایش حجم باید از قبل قاعده داشته باشد و نباید فقط به دلیل هیجان انجام شود.
کاهش پلهای موقعیت
گاهی میتوان بخشی از موقعیت را در چند مرحله کاهش داد. این روش میتواند برای مدیریت سود یا کاهش ریسک مفید باشد.
برای مثال اگر وزن یک سهم بیش از حد افزایش پیدا کرده، میتوان به تدریج بخشی از آن را فروخت.
این روش بهخصوص در بازارهای کمنقدشونده کاربرد دارد.
میانگین کم کردن و اندازه موقعیت
میانگین کم کردن بدون سقف میتواند خطرناک باشد. اگر فرد بعد از هر کاهش قیمت خرید بیشتری انجام دهد، ممکن است موقعیت به شکل ناخواسته بسیار بزرگ شود.
بهتر است حداکثر وزن نهایی از قبل مشخص باشد.
اگر دلیل اصلی سرمایهگذاری از بین رفته باشد، خرید بیشتر فقط ریسک را افزایش میدهد.
میانگین اضافه کردن به موقعیت سودده
برخی معاملهگران در صورت حرکت قیمت در جهت مطلوب، به موقعیت اضافه میکنند.
این روش میتواند ریسک کمتری نسبت به میانگین کم کردن داشته باشد، اما همچنان باید سقف کل موقعیت مشخص باشد.
افزایش حجم نباید باعث شود سود قبلی با یک برگشت شدید از بین برود.
اندازه موقعیت و اهرم
اهرم باعث میشود اندازه واقعی موقعیت بزرگتر از سرمایه نقدی باشد. ممکن است فرد فقط 10 میلیون تومان وجه وارد کند، اما با اهرم در معرض موقعیتی 50 میلیون تومانی قرار گیرد.
در این شرایط ریسک باید بر اساس اندازه واقعی موقعیت محاسبه شود، نه فقط وجه اولیه.
نادیده گرفتن این تفاوت یکی از دلایل زیانهای بزرگ در معاملات اهرمی است.
اندازه موقعیت در معاملات مارجین
در معاملات مارجین، علاوه بر حد ضرر، باید فاصله تا مارجین کال یا لیکویید شدن نیز در نظر گرفته شود.
اگر اندازه موقعیت بیش از حد بزرگ باشد، حتی حرکت کوچک بازار میتواند باعث بسته شدن اجباری معامله شود.
به همین دلیل معاملات مارجین به حجم بسیار محافظهکارانهتری نیاز دارند.
اندازه موقعیت و حد ضرر متحرک
اگر حد ضرر در جهت سود جابهجا شود، ریسک موقعیت کاهش پیدا میکند.
برخی معاملهگران بعد از کاهش ریسک اولیه، امکان اضافه کردن موقعیت جدید پیدا میکنند.
این روش باید با قواعد دقیق اجرا شود تا مجموع ریسک کنترل شود.
ریسک کل پرتفوی چیست؟
ریسک هر موقعیت به تنهایی کافی نیست و باید مجموع ریسک باز نیز محاسبه شود.
اگر پنج معامله داشته باشید و هرکدام 2 درصد سرمایه را در معرض زیان قرار دهند، ممکن است مجموع ریسک به 10 درصد برسد.
اگر معاملات همبسته باشند، این خطر بیشتر نیز میشود.
سقف ریسک کل
میتوان برای مجموع موقعیتهای باز سقف تعیین کرد. برای مثال معاملهگر ممکن است تصمیم بگیرد مجموع ریسک تمام معاملات همزمان از مقدار مشخصی بیشتر نشود.
این روش مانع میشود تعداد زیاد معاملات ریسک پنهانی ایجاد کند.
سقف ریسک کل باید متناسب با سبک معاملهگری تعیین شود.
اندازه موقعیت بعد از چند زیان
بعد از چند معامله زیانده بهتر است حجم به صورت احساسی افزایش پیدا نکند.
برخی افراد برای جبران زیان، حجم معامله بعدی را بیشتر میکنند. این رفتار میتواند خطر بسیار بزرگی ایجاد کند.
اندازه موقعیت باید بر اساس قواعد ثابت باقی بماند.
مارتینگل چرا خطرناک است؟
در روش مارتینگل، حجم معامله بعد از زیان افزایش پیدا میکند تا یک برد بتواند زیانهای قبلی را جبران کند.
مشکل این است که هیچ تضمینی وجود ندارد معامله بعدی موفق باشد و چند زیان متوالی میتواند حجم را بسیار بزرگ کند.
این روش میتواند در مدت کوتاهی سرمایه را از بین ببرد.
اندازه موقعیت بعد از سود
چند معامله موفق نیز نباید به شکل ناگهانی باعث افزایش حجم شود.
اعتمادبهنفس بیش از حد بعد از سود میتواند ریسک را افزایش دهد.
اگر سرمایه رشد کرده باشد، اندازه موقعیت میتواند به صورت تدریجی و بر اساس درصد ثابت سرمایه جدید تنظیم شود.
اندازه موقعیت ثابت یا درصدی؟
در روش مبلغ ثابت، فرد همیشه مقدار مشخصی را ریسک میکند. در روش درصدی، ریسک به صورت درصدی از سرمایه فعلی محاسبه میشود.
روش درصدی مزیت مهمی دارد، زیرا بعد از زیان اندازه معامله کاهش پیدا میکند و بعد از رشد سرمایه به تدریج افزایش مییابد.
این ویژگی به کنترل ریسک کمک میکند.
محاسبه با سرمایه فعلی
بهتر است ریسک هر معامله بر اساس ارزش فعلی حساب محاسبه شود، نه سرمایه اولیه.
اگر حساب از 100 میلیون به 80 میلیون کاهش یافته باشد، 1 درصد ریسک باید بر اساس 80 میلیون محاسبه شود.
این کار باعث میشود بعد از افت سرمایه، اندازه معاملات خودکار کاهش پیدا کند.
هزینه معاملات را فراموش نکنید
کارمزد، مالیات و اختلاف قیمت خرید و فروش میتوانند روی ریسک واقعی اثر بگذارند.
در معاملات کوچک و پرتعداد، این هزینهها ممکن است بخش قابل توجهی از بازده را کاهش دهند.
در محاسبات دقیقتر بهتر است هزینههای خروج نیز در نظر گرفته شوند.
لغزش قیمت چیست؟
ممکن است معامله دقیقاً در قیمت حد ضرر بسته نشود و در قیمت بدتری انجام شود. این تفاوت را لغزش قیمت یا Slippage مینامند.
در بازارهای پرنوسان یا کمنقدشونده این ریسک بیشتر است.
به همین دلیل بهتر است مقداری حاشیه برای زیان واقعی در نظر گرفته شود.
گپ قیمتی چه اثری دارد؟
گاهی قیمت بازار با فاصله زیادی نسبت به قیمت قبلی باز میشود. در این حالت حد ضرر ممکن است نتواند زیان را دقیقاً در سطح موردنظر محدود کند.
موقعیت بزرگ در چنین شرایطی میتواند زیان قابل توجهی ایجاد کند.
این موضوع بهخصوص برای نگهداری موقعیت در زمان انتشار اخبار مهم باید در نظر گرفته شود.
اندازه موقعیت در رویدادهای پرریسک
قبل از انتشار گزارش مهم، تصمیم نرخ بهره یا رویداد سیاسی، نوسان میتواند افزایش پیدا کند.
برخی معاملهگران در این شرایط حجم موقعیت را کاهش میدهند.
کاهش حجم یکی از سادهترین روشهای مدیریت عدم قطعیت است.
سناریوی بدبینانه را محاسبه کنید
قبل از ورود بهتر است فقط حد ضرر عادی را در نظر نگیرید و بررسی کنید در یک سناریوی بدتر چه اتفاقی میافتد.
اگر قیمت با گپ باز شود یا نقدشوندگی کاهش پیدا کند، زیان چقدر خواهد شد؟
اگر این زیان قابل تحمل نیست، اندازه موقعیت باید کوچکتر شود.
اندازه موقعیت و کیفیت معامله
برخی افراد حجم را بر اساس کیفیت تحلیل تغییر میدهند. ایدههای قویتر وزن بیشتری میگیرند و ایدههای ضعیفتر وزن کمتری.
این روش میتواند منطقی باشد، اما باید محدوده داشته باشد.
حتی بهترین ایده نباید از سقف ریسک عبور کند.
ریسک ثابت و اندازه متغیر
یکی از روشهای منطقی این است که مقدار ریسک ثابت بماند اما اندازه موقعیت بر اساس فاصله حد ضرر تغییر کند.
اگر حد ضرر نزدیکتر باشد، اندازه موقعیت بزرگتر میشود و اگر فاصله بیشتر باشد، حجم کاهش مییابد.
این روش باعث میشود زیان احتمالی معاملات مختلف تقریباً یکسان باشد.
یک مثال ساده
فرض کنید سرمایه شما 300 میلیون تومان است و تصمیم دارید در هر معامله حداکثر 1 درصد سرمایه را ریسک کنید. بنابراین حداکثر زیان قابل قبول 3 میلیون تومان است.
اگر سهمی را در قیمت 100 هزار تومان بخرید و حد ضرر شما 90 هزار تومان باشد، فاصله تا حد ضرر 10 درصد است. در این شرایط اندازه مناسب موقعیت حدود 30 میلیون تومان خواهد بود.
اگر حد ضرر فقط 5 درصد فاصله داشته باشد، با همان مقدار ریسک میتوان موقعیت بزرگتری داشت.
مثال با دو معامله متفاوت
فرض کنید در معامله اول فاصله تا حد ضرر 5 درصد و در معامله دوم 15 درصد است.
اگر برای هر دو معامله یک اندازه 30 میلیون تومانی انتخاب شود، ریسک معامله دوم سه برابر اول خواهد بود.
به همین دلیل حجم باید بر اساس فاصله تا حد ضرر تنظیم شود.
مثال در سرمایهگذاری بلندمدت
فرض کنید سرمایهگذار 1 میلیارد تومان پرتفوی دارد و تصمیم گرفته وزن هیچ سهمی بیشتر از 8 درصد نباشد.
در این حالت سقف هر سهم حدود 80 میلیون تومان است.
حتی اگر یک شرکت بسیار جذاب باشد، این سقف مانع تمرکز بیش از حد میشود.
اشتباه رایج: ورود با تمام سرمایه
یکی از خطرناکترین اشتباهات، اختصاص تمام سرمایه به یک موقعیت است.
حتی اگر احتمال موفقیت بالا باشد، یک اتفاق غیرمنتظره میتواند زیان بزرگی ایجاد کند.
هیچ تحلیل یا پیشبینیای آنقدر مطمئن نیست که تمام سرمایه به آن وابسته شود.
اشتباه رایج: حجم بر اساس هیجان
گاهی فرد بعد از شنیدن خبر مثبت یا مشاهده رشد سریع قیمت، اندازه موقعیت را افزایش میدهد.
در این حالت حجم بر اساس احساس تعیین شده است، نه ریسک.
بهتر است اندازه قبل از ورود و بر اساس قاعده محاسبه شود.
اشتباه رایج: جبران زیان با حجم بیشتر
افزایش حجم برای جبران زیان میتواند به زنجیرهای از معاملات پرریسک منجر شود.
هر معامله باید مستقل و بر اساس همان قواعد مدیریت ریسک بررسی شود.
بازار تعهدی برای جبران زیان قبلی ندارد.
اشتباه رایج: نادیده گرفتن موقعیتهای همبسته
ممکن است هر موقعیت به تنهایی وزن مناسبی داشته باشد اما مجموع آنها ریسک بسیار زیادی ایجاد کند.
برای مثال چند سهم بانکی مختلف همچنان یک شرط بزرگ روی صنعت بانکداری هستند.
همبستگی باید در کنار وزن بررسی شود.
اشتباه رایج: نداشتن سقف
اگر برای حجم هیچ سقفی وجود نداشته باشد، یک موقعیت موفق ممکن است به مرور بخش بزرگی از سبد شود.
این اتفاق میتواند بدون خرید جدید نیز رخ دهد، فقط به دلیل رشد قیمت.
بازتنظیم برای کنترل این وضعیت ضروری است.
اندازه موقعیت را قبل از ورود تعیین کنید
زمان مناسب برای محاسبه حجم، قبل از خرید است.
بعد از ورود، ترس و طمع میتوانند روی تصمیم اثر بگذارند.
اگر اندازه از قبل مشخص شده باشد، اجرای برنامه سادهتر خواهد بود.
برنامه اندازه موقعیت را مکتوب کنید
میتوانید برای خود چند قاعده ساده تعریف کنید: حداکثر ریسک هر معامله، حداکثر وزن هر دارایی، سقف هر صنعت و حداکثر ریسک کل موقعیتهای باز.
این قواعد باعث میشوند تصمیمها در شرایط مختلف بازار ثبات بیشتری داشته باشند.
حتی یک برنامه ساده میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
یک چکلیست قبل از تعیین حجم
قبل از ورود به هر موقعیت میتوانید این موارد را بررسی کنید:
- کل سرمایه فعلی چقدر است؟
- حداکثر زیان قابل قبول در این معامله چقدر است؟
- فاصله ورود تا حد ضرر چقدر است؟
- موقعیت چه درصدی از کل سبد خواهد شد؟
- آیا موقعیتهای مشابه یا همبسته دیگری دارم؟
- نقدشوندگی این دارایی کافی است؟
- آیا اهرم استفاده میشود؟
- در سناریوی بدتر از حد ضرر چه مقدار زیان ممکن است ایجاد شود؟
- آیا حجم معامله با قواعد از قبل تعیینشده هماهنگ است؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن باشد، اندازه موقعیت معمولاً منطقیتر خواهد بود.
اندازه موقعیت مناسب چه ویژگیهایی دارد؟
اندازه مناسب باید به قدری بزرگ باشد که موفقیت معامله اثر معنیداری روی سبد داشته باشد، اما آنقدر بزرگ نباشد که یک شکست برنامه مالی را تهدید کند.
همچنین باید با نوسان، نقدشوندگی، همبستگی و سطح ریسک فرد هماهنگ باشد.
بهترین اندازه لزوماً بزرگترین اندازه ممکن نیست.
جمعبندی
اندازه موقعیت مشخص میکند چه مقدار از سرمایه در هر معامله یا سرمایهگذاری قرار گیرد و یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت ریسک است. حتی یک تحلیل خوب اگر با حجم بیش از حد همراه باشد، میتواند زیان بزرگی ایجاد کند.
در معاملهگری، بهتر است ابتدا مقدار ریسک قابل قبول مشخص شود و سپس اندازه موقعیت بر اساس فاصله تا حد ضرر محاسبه شود. در سرمایهگذاری بلندمدت نیز کنترل وزن هر دارایی، صنعت و بازار اهمیت زیادی دارد.
اندازه موقعیت باید با نوسان، نقدشوندگی، همبستگی و میزان ریسک کل سبد هماهنگ باشد. افزایش حجم بعد از چند سود یا برای جبران زیان، استفاده از اهرم بدون محاسبه و تمرکز بیش از حد از اشتباهات رایج هستند.
هدف مدیریت اندازه موقعیت این نیست که جلوی تمام زیانها گرفته شود. هدف این است که هر زیان در محدودهای باقی بماند که سرمایهگذار بتواند مسیر خود را ادامه دهد و یک تصمیم اشتباه نتواند بخش بزرگی از سرمایه را از بین ببرد.
در مقاله بعدی به «حد ضرر و خروج» میپردازیم و بررسی میکنیم چگونه میتوان نقطه خروج را تعیین کرد، چه تفاوتی میان حد ضرر قیمتی و خروج بنیادی وجود دارد و چرا برنامه خروج باید قبل از ورود مشخص باشد.


