شناخت بازارهای مالی و دانستن روش خرید داراییها برای سرمایهگذاری لازم است، اما بهتنهایی کافی نیست. سرمایهگذار علاوه بر اینکه باید بداند چه داراییهایی در اختیار دارد، باید بداند چرا آنها را خریده، چه مقدار از سرمایه را به هرکدام اختصاص داده و در چه شرایطی تصمیم خود را تغییر خواهد داد.
این مجموعه تصمیمها همان چیزی است که استراتژی سرمایهگذاری را میسازد.
بخش «استراتژی سرمایهگذاری» به شما کمک میکند از انتخاب پراکنده داراییها فاصله بگیرید و سرمایه خود را در قالب یک برنامه منظم مدیریت کنید. هدف این بخش معرفی یک سبد ثابت برای همه نیست؛ بلکه آموزش فرآیندی است که با استفاده از آن بتوانید ساختار سرمایهگذاری خود را متناسب با هدف، زمان و شرایط مالی طراحی کنید.
چرا داشتن استراتژی سرمایهگذاری مهم است؟
بدون استراتژی، تصمیمها معمولاً تحت تأثیر اتفاقات روزانه بازار گرفته میشوند.
وقتی قیمت طلا سریع افزایش پیدا میکند، ممکن است فرد بخش بزرگی از سرمایه را وارد طلا کند. چند ماه بعد بورس رشد میکند و دوباره دارایی قبلی را بفروشد تا وارد بورس شود. سپس با کاهش بازار از تصمیم خود پشیمان شود.
نتیجه چنین رفتاری ممکن است خرید دارایی پس از رشد و فروش آن پس از افت باشد.
استراتژی تلاش میکند این تصمیمهای لحظهای را با یک چارچوب از پیش تعیینشده جایگزین کند. پیش از ورود مشخص میکنیم چه هدفی داریم، افق ما چقدر است، چه مقدار نوسان قابل قبول است و سرمایه چگونه باید تقسیم شود.
در بخش استراتژی سرمایهگذاری چه چیزهایی یاد میگیریم؟
اولین مرحله، شناخت خود مفهوم استراتژی است. در صفحه استراتژی سرمایهگذاری چیست؟ توضیح دادهایم که یک برنامه سرمایهگذاری از چه اجزایی تشکیل میشود و چرا انتخاب دارایی فقط یکی از این اجزاست.
مرحله بعد انتخاب روش مناسب است. شرایط مالی و هدف افراد متفاوت است و به همین دلیل همه نباید یک ترکیب سرمایهگذاری داشته باشند. سن، درآمد، زمان نیاز به سرمایه، میزان بدهی و توان تحمل نوسان میتوانند بر انتخابها اثر بگذارند.
در مرحله بعد به تخصیص دارایی میرسیم. اینجا تصمیم میگیریم چه مقدار از سرمایه در سهام، طلا، درآمد ثابت، مسکن، نقد یا سایر کلاسهای دارایی قرار گیرد.
پس از تخصیص دارایی باید سبد سرمایهگذاری ساخته شود. در این بخش درباره تنوعبخشی، تمرکز سرمایه و ارتباط میان داراییها صحبت میکنیم.
موضوع دیگر روش ورود به سرمایهگذاری است. آیا باید سرمایه را یکجا وارد کنیم، خرید را در چند مرحله انجام دهیم یا با روش سرمایهگذاری دورهای و DCA پیش برویم؟
در صفحه انواع استراتژی با سبکهایی مانند سرمایهگذاری بلندمدت، ارزشی، رشدی، درآمدی، فعال و منفعل آشنا میشویم.
در نهایت به مدیریت سبد میرسیم. سبد سرمایهگذاری بعد از ساخته شدن برای همیشه ثابت نمیماند و ممکن است لازم باشد عملکرد آن بررسی و وزن داراییها بازتنظیم شود.
استراتژی با پیشبینی بازار تفاوت دارد
استراتژی سرمایهگذاری به معنی پیشبینی دائمی قیمتها نیست.
ممکن است استراتژی شما طوری طراحی شود که حتی بدون دانستن قیمت دقیق بازار در ماه آینده نیز قابل اجرا باشد.
برای مثال فرد میتواند تصمیم بگیرد بخشی از درآمد ماهانه خود را به شکل منظم سرمایهگذاری کند یا وزن مشخصی برای هر گروه دارایی در نظر بگیرد و در دورههای مشخص سبد را بازتنظیم کند.
در چنین روشی موفقیت فقط به این بستگی ندارد که فرد کف و سقف بازار را درست تشخیص دهد.
هدف استراتژی بیشتر مدیریت تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت است.
هدف سرمایهگذاری نقطه شروع است
استراتژی باید از هدف شروع شود، نه از دارایی.
سرمایهگذاری برای خرید خانه سه سال آینده با سرمایهگذاری برای دوران بازنشستگی بیست سال دیگر شرایط یکسانی ندارد.
هرچه زمان استفاده از پول نزدیکتر باشد، نیاز به نقدشوندگی و ثبات بیشتر میشود. در افق طولانیتر معمولاً فرصت بیشتری برای تحمل نوسانات کوتاهمدت وجود دارد.
همچنین فردی که به جریان درآمدی نیاز دارد ممکن است ترکیبی متفاوت از کسی داشته باشد که هدف اصلی او رشد سرمایه است.
تخصیص دارایی قلب استراتژی است
یکی از مهمترین تصمیمهای سرمایهگذاری این نیست که «کدام سهم را بخریم»، بلکه این است که اصلاً چند درصد از کل سرمایه باید در سهام باشد.
همین سؤال درباره طلا، اوراق، مسکن و سایر بازارها نیز مطرح است.
تخصیص دارایی مشخص میکند چه مقدار از سرمایه در هر کلاس دارایی قرار گیرد و از این طریق سطح کلی ریسک سبد کنترل شود.
پس از تعیین این وزنها، انتخاب داراییهای خاص درون هر گروه انجام میشود.
به همین دلیل تصمیم تخصیص دارایی یک سطح بالاتر از انتخاب سهم، صندوق یا سکه قرار دارد.
ساخت سبد با خرید چند دارایی متفاوت نیست
ممکن است فرد چندین دارایی داشته باشد اما همچنان سبد او بسیار متمرکز باشد.
برای مثال داشتن چند سهم از یک صنعت تنوع محدودی ایجاد میکند. همینطور داشتن دلار، تتر و چند دارایی وابسته به نرخ ارز الزاماً به معنی تنوع زیاد نیست.
در ساخت سبد باید بررسی شود داراییها تحت تأثیر چه عوامل مشترکی قرار دارند و اگر یک سناریوی اقتصادی رخ دهد چه مقدار از سبد همزمان تحت فشار قرار خواهد گرفت.
این موضوع در صفحه ساخت سبد سرمایهگذاری بهصورت کامل بررسی میشود.
استراتژی باید قابل بازبینی باشد
داشتن برنامه به معنی تغییر ندادن آن برای همیشه نیست.
شرایط مالی فرد میتواند تغییر کند؛ درآمد، هدف، سن و نیاز به نقدینگی ممکن است متفاوت شوند. همچنین قیمت داراییها میتواند باعث شود وزن واقعی سبد از وزن هدف فاصله بگیرد.
برای مثال اگر قرار بوده ۲۰ درصد سرمایه در طلا باشد ولی پس از رشد قیمت این سهم به ۳۵ درصد برسد، ممکن است نیاز به بازتنظیم وجود داشته باشد.
بازبینی با واکنش هیجانی متفاوت است. تغییر استراتژی باید بر اساس قواعد و تغییر شرایط انجام شود، نه صرفاً به دلیل اخبار روزانه.
این بخش برای چه کسی مفید است؟
اگر هنوز نمیدانید بورس چیست یا چگونه طلا خریداری میشود، ابتدا بخشهای «بازارها» و «روشهای سرمایهگذاری» مناسبتر هستند.
اما اگر بازارها را میشناسید و اکنون سؤال شما این است که سرمایه را چگونه بین آنها تقسیم کنم و چگونه تصمیمهای خود را مدیریت کنم؟، بخش استراتژی سرمایهگذاری نقطه مناسب بعدی است.
پیشنهاد میشود مطالب این بخش را تقریباً به همین ترتیب دنبال کنید: ابتدا «استراتژی سرمایهگذاری چیست؟»، سپس «انتخاب روش مناسب»، «تخصیص دارایی»، «ساخت سبد»، «روش ورود»، «انواع استراتژی» و در نهایت «مدیریت سبد».
هدف نهایی این است که سرمایهگذاری از مجموعهای از خریدهای پراکنده به یک برنامه منظم، قابل اندازهگیری و قابل بازبینی تبدیل شود.


