طلا در دو سال کامل ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ حدود ۱۱۰ درصد رشد کرد؛ یعنی قیمت دلاری آن بیش از دو برابر شد. با احتساب سال ۲۰۲۳، رشد سهساله به حدود ۱۴۱ درصد میرسد. این جهش چشمگیر است، اما از نظر درصدی بیسابقه نیست: در اواخر دههٔ ۱۹۷۰، رشدهای بزرگتری در بازههای هماندازه رخ داده بود.
پرسش اصلی برای سرمایهگذار فقط این نیست که طلا چقدر گران شده؛ مهمتر این است که چه عواملی آن را بالا بردهاند، کدامیک هنوز پابرجا هستند و آیا میتوان انتظار داشت همان سرعت رشد تکرار شود. پاسخ به این پرسش به شناخت تفاوت قیمت جهانی و طلای ایران، بررسی دورههای تاریخی و خواندن دقیق پیشبینی مؤسسات مالی نیاز دارد.
آخرین بهروزرسانی و بررسی دادهها: ۲۸ مهر ۱۴۰۵، برابر با ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶. مبنای اصلی این مقاله، قیمت اسمی هر اونس تروا طلای جهانی به دلار است. اعداد سالانه از گزارشهای شورای جهانی طلا و معیار قیمت بعدازظهر لندن، LBMA Gold Price PM، گرفته شدهاند. قیمت لحظهای و اهداف مؤسسات، هرجا استفاده شدهاند، جداگانه مشخص شدهاند. اعداد گرد شدهاند و سالهای جدول، میلادی هستند.
رشد طلا در دو و سه سال اخیر دقیقاً چقدر بوده است؟
برای مقایسهای روشن، ابتدا سه سال کامل ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ را بررسی میکنیم. این بازه با «سه سال منتهی به امروز» تفاوت دارد؛ چون سال ۲۰۲۶ هنوز تمام نشده است. کنار هم قرار دادن سالهای کامل کمک میکند رشد اخیر را با دورههای تاریخی مشابه مقایسه کنیم، بدون آنکه چند ماه از یک سال را به جای بازده کل آن سال بنشانیم.
| دوره | رشد قیمت دلاری | توضیح |
|---|---|---|
| ۲۰۲۳ | ۱۴٫۶٪ | بازده سال کامل |
| ۲۰۲۴ | ۲۵٫۵٪ | بازده سال کامل |
| ۲۰۲۵ | ۶۷٫۴٪ | بازده سال کامل |
| دو سال ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ | حدود ۱۱۰٫۱٪ | رشد مرکب دو بازده سالانه |
| سه سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ | حدود ۱۴۰٫۸٪ | رشد مرکب سه بازده سالانه |
این اعداد را نباید با هم جمع کرد. رشد ۲۵٫۵ درصدی سال ۲۰۲۴ و رشد ۶۷٫۴ درصدی سال بعد، روی دو پایهٔ قیمتی متفاوت اتفاق افتادهاند. برای محاسبه، باید ۱٫۲۵۵ را در ۱٫۶۷۴ ضرب کرد و یک واحد از حاصل کم کرد؛ نتیجه حدود ۱۱۰٫۱ درصد است. به همین ترتیب، ارزش فرضی ۱۰۰ واحد طلا در ابتدای ۲۰۲۳، در پایان ۲۰۲۵ به حدود ۲۴۱ واحد میرسید؛ پیش از هزینهها و بدون در نظر گرفتن تورم. [1] [2] [3]
با این حال، این رشد متعلق به کسی است که کل دوره را نگهداری کرده باشد. خرید در میانهٔ مسیر، خرید نزدیک سقف و خرید با هزینه یا حباب بالا، نتیجهٔ متفاوتی ایجاد میکند. بازده یک نمودار تاریخی، بازده تضمینشدهٔ همهٔ سرمایهگذاران آن بازار نیست.
آیا چنین رشدی قبلاً هم اتفاق افتاده است؟
بله. برای پاسخ دقیق، باید طول دورهها یکسان باشد. مقایسهٔ افزایش سهسالهٔ امروز با یک روز پرنوسان یا یک چرخهٔ دوازدهساله، نتیجهٔ روشنی نمیدهد. جدول زیر دورههای یک، دو و سهساله را بر پایهٔ قیمتهای پایان سال کنار یکدیگر قرار میدهد.
| طول دوره | دورهٔ اخیر | نمونهٔ تاریخی | نتیجه |
|---|---|---|---|
| یک سال | ۲۰۲۵: حدود ۶۷٫۴٪ | ۱۹۷۹: حدود ۱۲۶٫۵٪ | جهش سال ۱۹۷۹ بزرگتر بود |
| دو سال | ۲۰۲۴–۲۰۲۵: حدود ۱۱۰٫۱٪ | ۱۹۷۸–۱۹۷۹: حدود ۲۱۰٫۴٪ | در نمونهٔ تاریخی قیمت بیش از سه برابر شد |
| سه سال | ۲۰۲۳–۲۰۲۵: حدود ۱۴۰٫۸٪ | ۱۹۷۷–۱۹۷۹: حدود ۲۸۰٪ | در نمونهٔ تاریخی قیمت نزدیک چهار برابر شد |
در جدول تاریخی، قیمت پایان ۱۹۷۶ برابر ۱۳۴٫۷۵ دلار، پایان ۱۹۷۷ برابر ۱۶۴٫۹۵ دلار، پایان ۱۹۷۸ برابر ۲۲۶ دلار و پایان ۱۹۷۹ برابر ۵۱۲ دلار ثبت شده است. مثلاً رشد سه سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۷۹ از تقسیم ۵۱۲ بر ۱۳۴٫۷۵ به دست میآید. این نمونهها برای رد ادعای «بیسابقه بودن درصد رشد» کافیاند؛ قرار نیست ادعا کنیم همهٔ دورههای ممکن بازار را رتبهبندی کردهایم. [4]
شباهت عددی هم به معنای تکرار شرایط اقتصادی نیست. دههٔ ۱۹۷۰ دورهٔ تغییر نظام پولی جهانی، شوکهای نفتی و تورم شدید بود. بازار امروز از نظر اندازه، ابزارهای سرمایهگذاری، نقش صندوقها و ترکیب خریداران تفاوت دارد. تاریخ به ما نشان میدهد چه دامنهای از حرکت ممکن بوده است؛ زمانبندی حرکت بعدی را تعیین نمیکند.
رکورد دلاری با رکورد درصدی و رکورد واقعی تفاوت دارد
وقتی طلا از ۴۰۰۰ به ۵۰۰۰ دلار میرسد، ۱۰۰۰ دلار به قیمتش اضافه شده، اما رشد آن ۲۵ درصد است. حرکت از ۲۰۰ به ۴۰۰ دلار فقط ۲۰۰ دلار افزایش قیمت دارد، ولی بازده آن ۱۰۰ درصد است. به همین دلیل، بزرگی عدد دلاری بهتنهایی معیار مناسبی برای مقایسهٔ قدرت موجهای صعودی نیست.
معیار سوم، قیمت تعدیلشده با تورم است. یک دلار در سال ۱۹۸۰ قدرت خرید یک دلار امروز را نداشت. برای ادعای رکورد واقعی، باید شاخص تورم، تاریخ مقایسه و شیوهٔ تعدیل مشخص باشد. درصدهای این مقاله اسمی و دلاریاند؛ از آنها نمیتوان نتیجه گرفت قدرت خرید سرمایهگذار به همان میزان افزایش یافته یا رکورد تعدیلشده با تورم شکسته شده است.
نکتهای که نباید نادیده گرفت: سال ۲۰۲۶ مسیر یکطرفهای نداشته است
در گزارش ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶ رویترز، قیمت نقدی طلا در ساعت ۱۸:۰۵ به وقت گرینویچ حدود ۴۱۲۵٫۹۰ دلار ثبت شده است؛ در حالی که اوج ژانویه ۵۵۹۴٫۸۲ دلار بود. بنابراین قیمت در آن مقطع حدود ۲۶٫۳ درصد پایینتر از اوج قرار داشت. این مقایسهٔ قیمت نقدی است و نباید آن را با بازده سالانهٔ معیار لندن یکی گرفت. [6]
این افت دو پیام دارد: اول آنکه رشد بزرگ چندساله مانع اصلاح سنگین نمیشود؛ دوم آنکه درصد افت و درصد لازم برای جبران آن برابر نیستند. پس از افت حدود ۲۶٫۳ درصدی، بازگشت از ۴۱۲۵٫۹۰ دلار به همان سقف، تقریباً ۳۵٫۶ درصد رشد میخواهد. بنابراین بازگشت به سقف قبلی، با ثبت یک موج تازهٔ دوبرابرشدن تفاوت زیادی دارد.
برای تحلیل آینده، بهتر است سه هدف را از هم جدا کنیم: جبران بخشی از افت، بازپسگیری سقف قبلی و عبور پایدار از آن. هر کدام به نیروی خرید متفاوتی نیاز دارد. حتی رسیدن دوباره به اوج، لزوماً به معنای شروع دورهای با بازده مشابه ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نخواهد بود.
چرا طلا توانست چنین جهشی داشته باشد؟
خرید بانکهای مرکزی یکی از عوامل مورد توجه تحلیلگران است. در تحلیل گلدمن ساکس، تنوعبخشی ذخایر رسمی از دلایل حمایت از طلا معرفی شده است. بلکراک نیز نقش تقاضای پناهگاه امن و معاملات مبتنی بر دنبالکردن روند را در حرکت اخیر بررسی میکند. بنابراین بهتر است جهش را نتیجهٔ ترکیبی از تقاضای ساختاری و جریانهای سرمایهگذاری بدانیم، نه محصول یک علت واحد. [7] [13]
عامل دیگر هزینهٔ فرصت نگهداری طلاست. طلا سود نقدی دورهای نمیپردازد. هنگامی که بازده واقعی اوراق بالا میرود، نگهداری اوراق میتواند برای بخشی از سرمایهگذاران جذابتر شود. برعکس، کاهش بازده واقعی ممکن است به نفع طلا باشد. رابطه همیشه فوری و کامل نیست، چون همزمان ریسک سیاسی، نرخ دلار و خریدهای رسمی نیز تغییر میکنند.
تورم هم بهتنهایی حکم رشد طلا را صادر نمیکند. اگر تورم بالاتر باعث شود بازار انتظار سیاست پولی سختگیرانهتر و نرخهای واقعی بالاتر داشته باشد، طلا ممکن است تحت فشار قرار گیرد. اگر همان تورم، نگرانی دربارهٔ کاهش ارزش پول و ناتوانی سیاستگذار در مهار قیمتها را تشدید کند، اثر متفاوتی خواهد داشت. در مطلب رابطهٔ تورم و نرخ بهره این حالتها را با جزئیات بیشتری بررسی کردهایم.
در کنار این عوامل، ورود و خروج پول صندوقها و وضعیت موقعیتهای معاملاتی میتواند حرکتها را تشدید کند. خرید بانکهای مرکزی یک پشتوانهٔ تقاضاست، اما کف قیمتی تضمینشده ایجاد نمیکند. بازار میتواند با وجود تداوم خرید رسمی، در اثر فروش سرمایهگذاران یا افزایش بازده واقعی افت کند.
مؤسسات بزرگ برای پایان ۲۰۲۶ و سال ۲۰۲۷ چه میگویند؟
پیشبینیها را باید همراه با تاریخ انتشار و نوع عدد خواند. «میانگین قیمت در کل سال»، «قیمت در پایان سال» و «هدف دوازده ماه آینده» قابل جایگزینی نیستند. جدول زیر نمونههای قابل استنادِ بررسیشده تا تاریخ این مقاله را نشان میدهد؛ این جدول اجماع همهٔ مؤسسات یا تضمین آخرین یادداشت خصوصی آنها نیست.
| مؤسسه و تاریخ گزارش | عدد اعلامشده؛ دلار بر اونس | افق و معنای دقیق |
|---|---|---|
| گلدمن ساکس؛ ۲۸ اوت ۲۰۲۶ | ۴۹۰۰ | هدف پایان ۲۰۲۶ |
| جیپیمورگان؛ ۳ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۴۵۰۰ | برآورد سهماههٔ چهارم ۲۰۲۶؛ الزاماً قیمت روز آخر سال نیست |
| استیت استریت؛ انتشار ۲۷ اوت ۲۰۲۶ | ۵۰۰۰ | هدف سناریوی پایه برای پایان ۲۰۲۶ تا اوایل ۲۰۲۷؛ تحلیل به تاریخ ۱۹ اوت |
| UBS؛ ۲۵ اوت ۲۰۲۶ | ۵۴۰۰ | هدف دوازدهماهه؛ حدود اوت ۲۰۲۷، نه پایان ۲۰۲۷ |
| HSBC؛ ۱ اکتبر ۲۰۲۶ | ۴۴۹۰ برای ۲۰۲۶؛ ۴۸۲۵ برای ۲۰۲۷ | میانگین سالانه؛ هیچکدام هدف پایان سال نیست |
گلدمن ساکس خرید رسمی و تنوعبخشی ذخایر را از پشتوانههای مهم چشمانداز خود میداند. استیت استریت نیز در تحلیل اوت، امکان بازگشت قیمت به محدودهٔ ۵۰۰۰ دلار را مطرح کرده بود. این دو نگاه، نمونهٔ دیدگاههای مثبتاند؛ اما هیچیک از دو عدد را نباید به عنوان هدف پایان ۲۰۲۷ بازنشر کرد. [7] [12]
UBS در ۲۵ اوت هدف ۵۴۰۰ دلار طی دوازده ماه را مطرح کرد. این مؤسسه در بهروزرسانی ۱۲ اکتبر، ضمن حفظ نگاه مثبت به ادامهٔ مسیر تا ۲۰۲۷، احتمال فشار کوتاهمدت و حرکت به سوی ۴۰۰۰ دلار را نیز توضیح داد. در آن بهروزرسانی، هدف عددی تازهای برای پایان ۲۰۲۷ ارائه نشده است؛ بنابراین هدف اوت را باید با همان تاریخ و افق خودش خواند. [8] [9]
جیپیمورگان در گزارش ژوئیه، برآورد سهماههٔ چهارم را به ۴۵۰۰ دلار کاهش داد. این بازنگری نشان میدهد استفاده از اهداف بالاترِ یادداشتهای قدیمی، بدون بررسی تغییر نظر بانک، میتواند تصویر نادرستی بسازد. در مورد HSBC نیز بهروزرسانی اول اکتبر، میانگین سالانهٔ ۲۰۲۷ را ۴۸۲۵ دلار قرار میدهد؛ این عدد هدف قیمت در دسامبر ۲۰۲۷ نیست. [10] [11]
بلکراک در تحلیل بررسیشده، با وجود ابهام کوتاهمدت، استدلال بلندمدت برای نگهداری مقداری طلا را همچنان معتبر میداند و به نااطمینانی سیاسی و بدهیهای دولتی اشاره میکند. این دیدگاه دربارهٔ نقش طلا در سبد است و هدف عددی پایان ۲۰۲۶ یا ۲۰۲۷ ارائه نمیکند. خرید یک دارایی برای تنوعبخشی، با انتظار دوبرابرشدن قیمت آن یک تصمیم واحد نیست. [13]
پس دربارهٔ پایان ۲۰۲۷ چه نتیجهای میتوان گرفت؟
از منابع بررسیشده نمیتوان یک هدف عددی تازه و همتعریف برای پایان ۲۰۲۷ به همهٔ این مؤسسات نسبت داد. بعضی گزارشها میانگین سال ۲۰۲۷ را پیشبینی کردهاند و برخی فقط تا اوایل یا میانهٔ آن سال افق دارند. تبدیل این اعداد به یک «قیمت مورد انتظار پایان ۲۰۲۷» دقت ظاهری ایجاد میکند، اما از نظر تحلیلی درست نیست.
چشمانداز ۲۰۲۷ همچنان به مسیر نرخهای واقعی، دلار، تقاضای رسمی و جریان سرمایه وابسته است. نگاه مثبت برخی مؤسسات به عوامل بلندمدت، با احتمال نوسان یا افت در بخشی از مسیر سازگار است. پیشبینی یک سال دورتر، نسبت به هدف چندماهه، فرصت بیشتری هم برای تغییر سیاستها و بازنگری برآوردها دارد.
آیا رشد دوبرابری باز هم ممکن است؟
از نظر تاریخی و حسابی، بله؛ اما «ممکن بودن» با «سناریوی اصلی بودن» فرق دارد. برای تکرار رشد حدود ۱۱۰ درصدی دو سال ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، قیمت فرضی ۴۱۲۶ دلار باید در یک دورهٔ دوساله به حدود ۸۶۶۸ دلار برسد. این صرفاً تبدیل ریاضی همان درصد است، نه هدف قیمتی این مقاله یا نقل پیشبینی یک بانک.
همچنین نباید این مثال دوساله را مستقیم با اهداف چندماههٔ پایان ۲۰۲۶ مقایسه کرد. نکته این است که بازده مشابه، به رشد بزرگ دیگری از پایهٔ جدید نیاز دارد. صرف اینکه طلا قبلاً دو برابر شده، دلیل کافی برای دوبرابرشدن دوباره در همان مدت نیست. تکرار چنین موجی به ترکیبی از محرکهای پرقدرت، ماندگار و احتمالاً فراتر از انتظارات فعلی بازار نیاز خواهد داشت.
سه سناریو برای ادامهٔ مسیر طلا
سناریوی صعودی: کاهش پایدار بازده واقعی، تضعیف دلار، افزایش تقاضای صندوقها و تداوم خرید بانکهای مرکزی میتوانند همجهت شوند. اگر همزمان نگرانی دربارهٔ ریسک سیاسی یا اعتبار مالی دولتها بیشتر شود، امکان عبور از سقفهای قبلی تقویت میشود. با این حال، بالا رفتن قیمت میتواند تقاضای مصرفی را محدود کند و فروش یا بازیافت طلا را افزایش دهد؛ بنابراین حتی این سناریو هم حرکت صاف و بدون اصلاح ندارد.
سناریوی نوسان و رشد محدودتر: ممکن است تقاضای رسمی ادامه داشته باشد، اما نرخهای واقعی بالا یا دلار قوی اجازهٔ جهش سریع ندهند. در این وضعیت، طلا میتواند برای مدتی در یک محدوده نوسان کند، بخشی از افت را جبران کند یا بازدهی مثبت ولی بسیار کمتر از ۲۰۲۵ بسازد. باقی ماندن عوامل حمایتی، الزاماً به معنای تکرار سرعت گذشته نیست.
سناریوی نزولی: اگر تورم به سیاست پولی سختگیرانهتر منجر شود، دلار تقویت شود، خروج پول از صندوقها ادامه یابد یا تقاضای رسمی ضعیف شود، اصلاح میتواند عمیقتر یا طولانیتر شود. فروش برای تأمین نقدینگی در دورههای تنش مالی نیز ممکن است موقتاً حتی دارایی پناهگاه امن را تحت فشار بگذارد. برای این سه سناریو احتمال عددی تعیین نمیکنیم؛ بدون مدل روشن، چنین درصدهایی صرفاً حدساند.
تاریخ طلا فقط تاریخ رشدهای بزرگ نیست
دادههای شورای جهانی طلا، بر مبنای قیمتهای پایان ماه، افت حدود ۵۲ درصدی از سپتامبر ۱۹۸۰ تا ژوئن ۱۹۸۲ و افت حدود ۴۲ درصدی از اوت ۲۰۱۱ تا دسامبر ۲۰۱۵ را نشان میدهد. این دورهها دقیقاً با سقف و کف روزانه یکسان نیستند، اما برای نشان دادن امکان افت سنگین و چندساله کافیاند. [5]
در نتیجه، «پناهگاه امن» را نباید معادل «قیمت همیشه صعودی» دانست. ممکن است دارایی در بعضی بحرانها به حفظ ارزش کمک کند، اما خریدارِ نزدیک سقف برای جبران زیان به زمان زیادی نیاز داشته باشد. افق نگهداری، نیاز به نقدینگی و قیمت ورود میتوانند به اندازهٔ تشخیص جهت کلی بازار اهمیت داشته باشند.
برای طلای ایران، اونس جهانی فقط نیمی از ماجراست
قیمت طلای داخلی هم از اونس جهانی اثر میگیرد و هم از نرخ ارز. برای تقریب ارزش خام هر گرم طلای ۱۸ عیار میتوان قیمت دلاری اونس را در نرخ دلار به تومان ضرب کرد، حاصل را بر ۳۱٫۱۰۳۴۷۶۸ تقسیم کرد و سپس در ۰٫۷۵ ضرب کرد. این محاسبه اجرت، سود فروشنده، مالیاتهای قابل اعمال، اختلاف خرید و فروش یا حباب را شامل نمیشود.
اثر درصدی این دو عامل نیز مرکب است. اگر اونس ۲۰ درصد و دلار ۳۰ درصد افزایش یابد، ارزش نظری طلای داخلی حدود ۵۶ درصد بالا میرود؛ چون ۱٫۲ در ۱٫۳ برابر ۱٫۵۶ میشود. اگر اونس ۱۵ درصد افت کند و دلار ۳۰ درصد رشد کند، حاصل نظری همچنان حدود ۱۰٫۵ درصد مثبت است. اینها مثال آموزشیاند و پیشبینی نرخ ارز یا بازده طلای ایران نیستند.
در مورد سکه، تغییر حباب میتواند نتیجه را باز هم عوض کند. صندوق طلا نیز هزینهها، ترکیب دارایی و اختلاف قیمت بازار با ارزش خالص دارایی دارد. بنابراین هدف دلاری یک بانک برای اونس، بهتنهایی مبنای کافی برای پیشبینی قیمت سکه یا بازده یک صندوق در ایران نیست.
چه نشانههایی را برای ارزیابی ادامهٔ رشد دنبال کنیم؟
به جای تمرکز روی یک عدد درشت، بهتر است چند متغیر را در کنار هم دید: جهت بازده واقعی اوراق آمریکا، قدرت دلار، جریان ورود و خروج صندوقهای طلا، خرید خالص بانکهای مرکزی و واکنش قیمت به خبرهای تورمی. اهمیت واکنش قیمت کمتر از خود خبر نیست؛ اگر خبر ظاهراً مثبت دیگر خریدار تازه جذب نکند، ممکن است بخش زیادی از آن قبلاً در قیمت منعکس شده باشد.
نوع ابزار سرمایهگذاری هم مهم است. طلای فیزیکی با هزینهٔ نگهداری و فاصلهٔ خرید و فروش همراه است؛ صندوقها ساختار و هزینهٔ خود را دارند؛ سهام شرکتهای معدنی علاوه بر قیمت طلا از هزینهٔ استخراج، مدیریت و ریسک عملیاتی اثر میپذیرد. مثبت بودن چشمانداز اونس به معنای یکسان بودن نتیجهٔ این ابزارها نیست.
جمعبندی: طلا میتواند دوباره رشد کند، اما تاریخ چک سفید امضا نمیدهد
جهش ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ از نظر درصدی بسیار بزرگ بود، ولی نمونههای قویتری در تاریخ وجود داشته است. همین تاریخ نشان میدهد موجهای بزرگ میتوانند با افتهای سنگین و دورههای طولانی انتظار همراه شوند. سال ۲۰۲۶ نیز تا تاریخ بررسی، نمونهای از فاصله گرفتن قیمت از اوج را پیش روی ما گذاشته است.
دیدگاه مؤسسات بزرگ یکدست نیست و افق زمانی اعدادشان تفاوت دارد. برای پایان ۲۰۲۶ چند هدف مشخص وجود دارد، اما دربارهٔ پایان ۲۰۲۷ نباید میانگین سالانه یا هدف دوازدهماهه را جایگزین عدد پایان سال کرد. ارزیابی واقعبینانه، هم احتمال ادامهٔ تقاضای ساختاری را در نظر میگیرد و هم احتمال تغییر نرخهای واقعی، دلار و جریان سرمایه را. این مقاله تحلیل آموزشی است و توصیهٔ شخصی برای خرید یا فروش محسوب نمیشود.
منابع و روش محاسبه
بازده تجمعی از رابطهٔ «قیمت پایان دوره تقسیم بر قیمت ابتدای دوره، منهای یک» یا حاصلضرب عوامل بازده سالانه محاسبه شده است. مقایسههای تاریخی، اسمی و دلاریاند؛ هزینهٔ معامله و تورم در آنها لحاظ نشده است. هدفهای مؤسسات به تاریخ همان گزارش وابستهاند و ممکن است بازنگری شوند. پیوند منابع برای بررسی جزئیات و بهروزرسانی بعدی در ادامه آمده است.
- بازده طلا در سال ۲۰۲۳؛ شورای جهانی طلا
- بازده طلا در سال ۲۰۲۴؛ شورای جهانی طلا
- بازده طلا در سال ۲۰۲۵؛ شورای جهانی طلا
- گزارش کمیسیون طلا به کنگره؛ جدول قیمتهای پایان سال لندن، آرشیو فدرالرزرو
- دورههای تاریخی صعود و افت طلا؛ شورای جهانی طلا
- گزارش قیمت طلا در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶؛ رویترز
- چشمانداز گلدمن ساکس؛ ۲۸ اوت ۲۰۲۶
- چشمانداز UBS؛ ۲۵ اوت ۲۰۲۶
- بهروزرسانی UBS؛ ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶
- بازنگری جیپیمورگان؛ رویترز، ۳ ژوئیه ۲۰۲۶
- بازنگری HSBC؛ رویترز، ۱ اکتبر ۲۰۲۶، بازنشر مارکتاسکرینر
- چشمانداز استیت استریت؛ انتشار ۲۷ اوت، تحلیل به تاریخ ۱۹ اوت ۲۰۲۶
- تحلیل بلکراک درباره افت و نقش طلا در سبد سرمایهگذاری


