وقتی درباره سرمایهگذاری صحبت میشود، معمولاً بازارهایی مانند سهام، طلا، ارز، مسکن و رمزارز توجه بیشتری جلب میکنند. با این حال یکی از مهمترین بخشهای بازارهای مالی جهان بازاری است که نقش اساسی در تأمین مالی دولتها، شرکتها، بانکها و پروژههای اقتصادی دارد: بازار اوراق بدهی.
اوراق بدهی در سادهترین شکل ابزاری هستند که از طریق آن یک نهاد از سرمایهگذاران پول قرض میگیرد و متعهد میشود بر اساس شرایط مشخص، اصل سرمایه و در بسیاری از موارد پرداختهای دورهای را در آینده انجام دهد. بنابراین وقتی فردی اوراق بدهی خریداری میکند، برخلاف خرید سهام مالک بخشی از یک شرکت نمیشود؛ بلکه در جایگاه تأمینکننده منابع مالی یا طلبکار ناشر قرار میگیرد.
این تفاوت یکی از مهمترین موضوعات برای شناخت بازار بدهی است. سهام میتواند در صورت رشد شرکت بازده بسیار بالایی ایجاد کند، اما سود آن از قبل مشخص نیست و سهامدار در ریسک کسبوکار شریک است. در مقابل اوراق بدهی معمولاً جریانهای نقدی مشخصتر و سررسید معینی دارند، هرچند آنها نیز بدون ریسک نیستند.
قیمت اوراق بدهی تحت تأثیر نرخ بهره، تورم، اعتبار ناشر، مدت باقیمانده تا سررسید، شرایط اقتصادی و عرضه و تقاضای بازار تغییر میکند. یکی از مهمترین ویژگیهای این بازار نیز رابطه معکوس میان قیمت اوراق و نرخ بازده مورد انتظار بازار است؛ مفهومی که بدون درک آن تحلیل اوراق بدهی دشوار خواهد بود.
در بازار ایران نیز بخش مهمی از ابزارهای بدهی در قالب ساختارهای مالی اسلامی منتشر میشوند. اسناد خزانه اسلامی، اوراق اجاره، مرابحه و سایر انواع صکوک نمونههایی از ابزارهایی هستند که با هدف تأمین مالی دولت، شرکتها یا پروژهها مورد استفاده قرار میگیرند.
در این راهنما از پایه بررسی میکنیم اوراق بدهی چیست، بازار بدهی چگونه کار میکند، ارزش اسمی و سررسید چه معنایی دارند، نرخ کوپن و بازده تا سررسید چیست، چرا قیمت اوراق با نرخ بهره تغییر میکند، منحنی بازده چه اطلاعاتی میدهد و سرمایهگذاری در اوراق بدهی چه مزایا و ریسکهایی دارد.
اوراق بدهی چیست و چرا منتشر میشود؟
اوراق بدهی نوعی ابزار مالی است که نشان میدهد ناشر مبلغی را از سرمایهگذار دریافت کرده و بر اساس شرایط مشخص متعهد به بازپرداخت آن شده است. این بازپرداخت معمولاً شامل اصل مبلغ در تاریخ سررسید و در بسیاری از ساختارها پرداختهای دورهای یا بازده مشخص است.
ناشر میتواند دولت، شهرداری، بانک، شرکت یا یک نهاد اقتصادی دیگر باشد. برای مثال دولت ممکن است برای تأمین بخشی از منابع بودجه یا اجرای پروژهها اوراق منتشر کند و یک شرکت نیز ممکن است برای توسعه کارخانه، خرید تجهیزات یا تأمین سرمایه در گردش از بازار بدهی منابع جذب کند.
برای ناشر، اوراق بدهی جایگزینی برای تأمین مالی از طریق فروش سهام یا دریافت وام بانکی است. برای سرمایهگذار نیز این ابزار میتواند امکان دریافت جریان نقدی نسبتاً قابل پیشبینیتر و مدیریت ریسک سبد سرمایهگذاری را فراهم کند.
البته خرید اوراق به این معنا نیست که بازپرداخت همیشه بدون مشکل انجام خواهد شد. توانایی ناشر در انجام تعهدات، شرایط قرارداد و وضعیت اقتصادی اهمیت زیادی دارند و به همین دلیل ریسک اعتباری یکی از مفاهیم اصلی بازار بدهی است.
بازار اوراق بدهی چیست و چه نقشی در اقتصاد دارد؟
بازار بدهی مجموعهای از معاملات و سازوکارهایی است که در آن اوراق بدهی منتشر، خرید و فروش و قیمتگذاری میشوند. این بازار یکی از اصلیترین کانالهای انتقال سرمایه از پساندازکنندگان به دولتها و بنگاههای اقتصادی است.
وقتی یک دولت یا شرکت اوراق منتشر میکند، منابع مالی از سرمایهگذاران به ناشر منتقل میشود و در مقابل سرمایهگذار یک دارایی مالی دریافت میکند. این دارایی نشاندهنده تعهد ناشر به پرداختهای آینده است.
بازار بدهی به دولتها اجازه میدهد پروژهها یا نیازهای مالی خود را بدون تأمین تمام هزینه از درآمد جاری انجام دهند. شرکتها نیز میتوانند با انتشار اوراق منابع بلندمدتتری جذب کنند و ساختار تأمین مالی خود را متنوع سازند.
از طرف دیگر نرخهای شکلگرفته در این بازار برای کل اقتصاد اهمیت دارند. بازده اوراق دولتی میتواند بر نرخ وام، ارزشگذاری سهام، هزینه تأمین مالی شرکتها و حتی تصمیم بانکهای مرکزی اثر بگذارد.
به همین دلیل تحلیل بازار بدهی فقط برای افرادی که مستقیماً اوراق خریداری میکنند مفید نیست؛ بلکه سرمایهگذاران بازار سهام، ارز، طلا و حتی مسکن نیز نرخهای این بازار را دنبال میکنند.
تفاوت اوراق بدهی با سهام چیست؟
تفاوت اصلی این دو ابزار در نوع رابطه سرمایهگذار با ناشر است. سهامدار مالک بخشی از شرکت است، اما دارنده اوراق بدهی در جایگاه طلبکار قرار میگیرد.
اگر شرکت سودآوری بالایی داشته باشد، ارزش سهام میتواند رشد زیادی کند و سهامدار از افزایش قیمت و سود تقسیمی منتفع شود. در مقابل دارنده اوراق معمولاً فقط همان پرداختهایی را دریافت میکند که در شرایط اوراق تعریف شدهاند و مستقیماً در رشد سود شرکت شریک نیست.
در صورت بروز مشکل مالی نیز معمولاً دارندگان بدهی نسبت به سهامداران اولویت بیشتری در دریافت مطالبات دارند، هرچند این اولویت به ساختار حقوقی اوراق و شرایط ورشکستگی بستگی دارد.
سهام سررسید مشخصی ندارد، اما بیشتر اوراق بدهی دارای تاریخ سررسید هستند. در آن تاریخ، در صورت انجام تعهدات ناشر، اصل مبلغ یا ارزش تعیینشده بازپرداخت میشود.
به همین دلیل سهام بیشتر با مالکیت و رشد کسبوکار ارتباط دارد، در حالی که اوراق بدهی بیشتر با قرض، تعهد پرداخت و نرخ بازده مرتبط هستند.
ارزش اسمی اوراق بدهی چیست؟
Face Value یا ارزش اسمی مبلغی است که بر اساس آن ساختار مالی اوراق تعریف میشود و معمولاً در تاریخ سررسید مبنای بازپرداخت قرار میگیرد.
برای مثال فرض کنید ارزش اسمی یک ورقه 1,000 واحد باشد. اگر ساختار اوراق به گونهای باشد که ناشر در سررسید ارزش اسمی را بازپرداخت کند، دارنده در پایان دوره 1,000 واحد دریافت خواهد کرد؛ البته مشروط بر اینکه ناشر تعهدات خود را انجام دهد.
ارزش اسمی با قیمت بازار یکسان نیست.
ممکن است همان اوراق امروز در بازار با قیمت 950، 1,000 یا 1,050 واحد معامله شود. قیمت بازار تحت تأثیر نرخهای بهره، زمان باقیمانده تا سررسید، ریسک اعتباری و سایر عوامل تغییر میکند.
این تفاوت میان ارزش اسمی و قیمت بازار یکی از پایههای اصلی محاسبه بازده اوراق است.
سررسید اوراق چیست و چرا اهمیت دارد؟
Maturity یا سررسید تاریخی است که در آن دوره اوراق به پایان میرسد و تعهد اصلی ناشر طبق شرایط ابزار تسویه میشود.
اوراق میتوانند کوتاهمدت، میانمدت یا بلندمدت باشند. هرچه مدت باقیمانده تا سررسید بیشتر باشد، سرمایهگذار برای مدت طولانیتری در معرض تغییر نرخهای بهره، تورم و شرایط اعتباری قرار خواهد داشت.
به همین دلیل معمولاً اوراق بلندمدت حساسیت بیشتری نسبت به تغییر نرخهای بهره دارند.
برای مثال اگر نرخهای بازار افزایش پیدا کنند، قیمت یک اوراق بیستساله معمولاً بیش از یک اوراق یکساله مشابه تحت تأثیر قرار میگیرد.
سررسید همچنین باید با نیاز مالی سرمایهگذار هماهنگ باشد. فردی که سه ماه دیگر به پول خود نیاز دارد نباید فقط به بازده یک اوراق چندساله توجه کند و مسئله نقدشوندگی و نوسان قیمت قبل از سررسید را نادیده بگیرد.
نرخ کوپن چیست و چگونه پرداخت میشود؟
Coupon Rate یا نرخ کوپن به پرداخت دورهای تعریفشده برای برخی اوراق گفته میشود. این نرخ معمولاً بر اساس ارزش اسمی محاسبه میشود.
فرض کنید ارزش اسمی اوراق 1,000 واحد و نرخ کوپن سالانه آن 10 درصد باشد. در سادهترین مثال، پرداخت سالانه میتواند 100 واحد باشد.
اما تمام اوراق ساختار کوپن یکسانی ندارند. برخی پرداخت را سالانه، ششماهه یا در دورههای دیگر انجام میدهند و بعضی ابزارها اصلاً پرداخت دورهای ندارند.
همچنین در بازار ایران ساختار بسیاری از اوراق بر اساس عقود اسلامی طراحی میشود و پرداختها ممکن است با اصطلاحاتی مانند اجارهبها، سود دورهای یا بازده تعریفشده در قرارداد ظاهر شوند.
برای تحلیل سرمایهگذاری باید همیشه شرایط همان اوراق بررسی شود و نمیتوان فقط از عنوان کلی «اوراق بدهی» درباره نحوه پرداخت نتیجهگیری کرد.
اوراق بدون کوپن چگونه بازده ایجاد میکنند؟
Zero-Coupon Bond یا اوراق بدون کوپن پرداخت دورهای ندارد. سرمایهگذار این نوع اوراق را معمولاً با قیمتی پایینتر از مبلغی که در سررسید دریافت خواهد کرد خریداری میکند.
فرض کنید اوراقی با ارزش سررسید 1,000 واحد، مدتی پیش از سررسید با قیمت 900 واحد خریداری شود. اگر سرمایهگذار آن را تا سررسید نگه دارد و ناشر تعهد خود را انجام دهد، اختلاف میان 900 و 1,000 بخشی از بازده سرمایهگذار خواهد بود.
در ایران اسناد خزانه اسلامی از نظر جریان نقدی شباهتی به ابزارهای بدون پرداخت دورهای دارند؛ سرمایهگذار معمولاً آنها را با قیمت بازار خریداری میکند و در سررسید مبلغ اسمی را دریافت میکند.
قیمت این ابزارها نیز تحت تأثیر زمان باقیمانده تا سررسید و نرخ بازده مورد انتظار بازار تغییر میکند.
قیمت اوراق بدهی چگونه تعیین میشود؟
از نظر مالی، ارزش یک اوراق بدهی به ارزش امروز جریانهای نقدی آینده آن بستگی دارد. یعنی پرداختهای آینده با نرخ بازده مورد انتظار بازار به زمان حال تنزیل میشوند.
اگر سرمایهگذاران برای نگهداری یک اوراق بازده بیشتری مطالبه کنند، ارزش فعلی پرداختهای آینده کاهش پیدا میکند و قیمت اوراق پایین میآید.
در مقابل اگر بازده مورد انتظار بازار کاهش یابد، همان جریانهای نقدی آینده ارزش بیشتری پیدا میکنند و قیمت اوراق افزایش مییابد.
این منطق دلیل رابطه معکوس میان قیمت اوراق و نرخ بازده است.
البته در بازار واقعی، علاوه بر نرخهای عمومی بهره، ریسک اعتباری ناشر، نقدشوندگی، شرایط عرضه و تقاضا، ویژگیهای خاص اوراق و زمان سررسید نیز بر قیمت اثر میگذارند.
چرا قیمت اوراق و نرخ بهره رابطه معکوس دارند؟
این رابطه یکی از مهمترین مفاهیم بازار بدهی است و با یک مثال ساده قابل توضیح است.
فرض کنید اوراقی دارید که سالانه 10 درصد بر اساس ارزش اسمی پرداخت میکند. مدتی بعد اوراق جدید مشابهی وارد بازار میشوند که به دلیل افزایش نرخهای بهره، 15 درصد بازده ایجاد میکنند.
در چنین شرایطی سرمایهگذاران حاضر نیستند برای اوراق قدیمی با پرداخت کمتر همان قیمت قبلی را بپردازند. برای اینکه اوراق قدیمی همچنان جذاب شود، قیمت بازار آن باید کاهش پیدا کند تا بازده مؤثر خریدار جدید افزایش یابد.
در جهت مخالف، اگر نرخهای جدید بازار به 7 درصد کاهش پیدا کنند، اوراق قدیمی با پرداخت 10 درصد جذابتر خواهد شد و سرمایهگذاران ممکن است حاضر شوند قیمت بیشتری برای آن پرداخت کنند.
بنابراین بهطور کلی افزایش نرخهای بازار باعث فشار نزولی بر قیمت اوراق موجود و کاهش نرخها باعث حمایت از قیمت آنها میشود.
نرخ کوپن و نرخ بازده چه تفاوتی دارند؟
نرخ کوپن معمولاً بر اساس ارزش اسمی تعریف میشود و شرایط اصلی اوراق را نشان میدهد، اما بازده سرمایهگذار به قیمتی که برای خرید پرداخت کرده نیز بستگی دارد.
فرض کنید اوراقی با ارزش اسمی 1,000 واحد سالانه 100 واحد پرداخت داشته باشد. نرخ کوپن آن 10 درصد است.
اگر سرمایهگذار همان اوراق را به قیمت 1,000 بخرد، نسبت پرداخت سالانه به قیمت خرید نیز 10 درصد خواهد بود.
اما اگر قیمت بازار به 800 کاهش پیدا کند، همان 100 واحد پرداخت سالانه نسبت به قیمت خرید 800 واحدی برابر با 12.5 درصد است.
بنابراین وقتی قیمت اوراق تغییر میکند، نرخ کوپن ثابت میتواند باقی بماند اما بازده سرمایهگذار تغییر میکند.
این تفاوت یکی از موضوعاتی است که افراد تازهکار بازار بدهی معمولاً با آن اشتباه میکنند.
بازده جاری یا Current Yield چیست؟
Current Yield نسبت پرداخت سالانه اوراق به قیمت فعلی بازار را نشان میدهد.
اگر یک اوراق سالانه 100 واحد پرداخت داشته باشد و قیمت بازار آن 1,000 واحد باشد، بازده جاری 10 درصد است.
اگر همان اوراق با قیمت 800 معامله شود، بازده جاری به 12.5 درصد افزایش پیدا میکند.
این معیار برای مشاهده ساده رابطه میان درآمد سالانه و قیمت مفید است، اما تصویر کاملی از بازده نهایی ارائه نمیدهد.
دلیل آن این است که Current Yield اختلاف میان قیمت خرید و مبلغ دریافتی در سررسید را در نظر نمیگیرد.
برای تحلیل کاملتر معمولاً از مفهومی مانند Yield to Maturity استفاده میشود.
بازده تا سررسید یا YTM چیست؟
Yield to Maturity یا YTM یکی از مهمترین معیارهای بازار بدهی است. این نرخ تلاش میکند بازده سالانهای را نشان دهد که سرمایهگذار در صورت خرید اوراق با قیمت فعلی و نگهداری آن تا سررسید به دست میآورد، با فرض انجام تعهدات و مفروضات محاسباتی مربوط.
YTM فقط پرداختهای دورهای را در نظر نمیگیرد، بلکه اختلاف میان قیمت خرید و مبلغ بازپرداخت در سررسید را نیز وارد محاسبه میکند.
برای مثال اگر اوراقی پایینتر از ارزش اسمی معامله شود، سرمایهگذار علاوه بر پرداختهای دورهای ممکن است از نزدیک شدن قیمت به مبلغ سررسید نیز منتفع شود.
در مقابل اگر اوراق بالاتر از ارزش اسمی خریداری شود، بخشی از بازده دورهای میتواند با کاهش ارزش تا سررسید خنثی شود.
به همین دلیل YTM معمولاً معیار کاملتری نسبت به نرخ کوپن یا Current Yield برای مقایسه اوراق است.
با این حال YTM نیز تضمین بازده واقعی نیست؛ زیرا فرضهایی درباره نگهداری تا سررسید و reinvestment پرداختها دارد و ریسک نکول را نیز بهطور مستقل حذف نمیکند.
بازده مورد انتظار بازار چرا تغییر میکند؟
سرمایهگذار برای قرض دادن پول معمولاً به چند موضوع توجه میکند: ارزش زمانی پول، تورم مورد انتظار، ریسک اعتباری ناشر، مدت سرمایهگذاری و شرایط نقدشوندگی.
اگر تورم مورد انتظار افزایش پیدا کند، سرمایهگذار ممکن است بازده بیشتری مطالبه کند تا کاهش قدرت خرید پول جبران شود.
اگر احتمال نکول ناشر بیشتر شود، بازده مورد انتظار نیز معمولاً افزایش پیدا میکند.
سررسید طولانیتر نیز میتواند سرمایهگذار را مدت بیشتری در معرض عدم قطعیت قرار دهد و در بسیاری از شرایط بازده بیشتری مطالبه شود.
علاوه بر این، سیاست پولی و نرخهای کوتاهمدت بانک مرکزی میتوانند بر کل ساختار نرخهای بازار اثر بگذارند.
بنابراین بازده اوراق نتیجه یک عامل واحد نیست و مجموعهای از ریسکها و انتظارات را منعکس میکند.
انواع اصلی اوراق بدهی کداماند؟
اوراق بدهی را میتوان بر اساس ناشر، روش پرداخت، مدت سررسید و ویژگیهای قراردادی دستهبندی کرد. شناخت این تفاوتها مهم است؛ زیرا دو اوراق با بازده ظاهراً مشابه ممکن است ریسک بسیار متفاوتی داشته باشند.
| نوع اوراق | ویژگی اصلی | ریسک یا نکته مهم |
|---|---|---|
| اوراق دولتی | منتشرشده توسط دولت | ریسک اعتباری به وضعیت مالی دولت وابسته است |
| اوراق شرکتی | تأمین مالی شرکتها | معمولاً ریسک اعتباری بیشتر از دولت دارد |
| اوراق با کوپن ثابت | پرداخت دورهای ثابت | نسبت به افزایش نرخ بهره حساس است |
| اوراق با نرخ شناور | پرداخت وابسته به نرخ مرجع | حساسیت متفاوتی به نرخ بهره دارد |
| اوراق بدون کوپن | فاقد پرداخت دورهای | بازده از اختلاف قیمت خرید و مبلغ سررسید ایجاد میشود |
| اوراق کوتاهمدت | سررسید نزدیک | حساسیت کمتر به تغییر نرخ بهره |
| اوراق بلندمدت | سررسید طولانی | حساسیت بیشتر به تغییر نرخهای بازار |
| اوراق قابل تبدیل | امکان تبدیل به دارایی دیگری در شرایط مشخص | ترکیبی از ویژگی بدهی و اختیار |
| اوراق قابل بازخرید | امکان بازخرید زودتر توسط ناشر | ریسک بازخرید برای سرمایهگذار |
| اوراق اسلامی یا صکوک | مبتنی بر قراردادهای مالی اسلامی | ساختار جریان نقدی به نوع عقد وابسته است |
اوراق دولتی چیست و چرا اهمیت دارد؟
Government Bonds یا اوراق دولتی برای تأمین مالی دولت منتشر میشوند. این ابزارها میتوانند برای پوشش نیازهای بودجه، مدیریت بدهی یا تأمین منابع پروژهها مورد استفاده قرار گیرند.
در بسیاری از کشورها اوراق دولت مرکزی از مهمترین ابزارهای بازار بدهی هستند و نرخ بازده آنها بهعنوان یکی از معیارهای پایه برای قیمتگذاری سایر داراییها استفاده میشود.
اما عبارت «اوراق دولتی» به معنای بدون ریسک بودن مطلق نیست.
ریسک اعتباری دولتها با یکدیگر متفاوت است و حتی اگر احتمال نکول پایین باشد، سرمایهگذار همچنان با ریسک نرخ بهره، تورم و کاهش قدرت خرید مواجه است.
در بازار ایران نیز دولت از ابزارهای مختلف اسلامی برای تأمین مالی استفاده میکند و اسناد خزانه اسلامی یکی از شناختهشدهترین نمونههاست.
اوراق شرکتی چیست؟
Corporate Bonds یا اوراق بدهی شرکتی توسط شرکتها برای جذب منابع مالی منتشر میشوند.
شرکت ممکن است منابع حاصل را برای توسعه خطوط تولید، خرید تجهیزات، سرمایه در گردش یا اجرای پروژه جدید استفاده کند.
از آنجا که احتمال ناتوانی یک شرکت در پرداخت تعهدات معمولاً از دولتهای با اعتبار بالا بیشتر است، سرمایهگذاران اغلب برای خرید اوراق شرکتی بازده بالاتری مطالبه میکنند.
این تفاوت بازده بخشی از جبران ریسک اعتباری بیشتر است.
اما تمام شرکتها ریسک یکسانی ندارند. شرکتی با جریان نقدی قوی، بدهی پایین و درآمد پایدار ممکن است اوراقی با بازده کمتر از یک شرکت ضعیفتر منتشر کند.
به همین دلیل تحلیل اوراق شرکتی نیازمند بررسی وضعیت مالی خود شرکت نیز هست.
صکوک چیست و چه تفاوتی با اوراق قرضه متعارف دارد؟
Sukuk یا صکوک مجموعهای از ابزارهای مالی اسلامی است که برای تأمین مالی طراحی شدهاند و ساختار آنها بر قراردادهای مشخصی مانند اجاره، مرابحه، منفعت یا سایر عقود استوار میشود.
در اوراق قرضه متعارف، ساختار اصلی معمولاً قرض همراه با پرداخت بهره است. در بازارهای مالی اسلامی به دلیل محدودیتهای مربوط به بهره، ساختار تأمین مالی از طریق قراردادها و داراییهای پایه طراحی میشود.
برای مثال در صکوک اجاره، جریانهای نقدی میتوانند با اجاره یک دارایی ارتباط داشته باشند و در اوراق مرابحه ساختار تأمین مالی به معامله مرابحه متصل باشد.
از دید یک سرمایهگذار خُرد، ممکن است نتیجه اقتصادی برخی از این ابزارها شبیه دریافت جریان نقدی ثابت باشد، اما ساختار حقوقی و مالی آنها متفاوت است.
به همین دلیل در بازار ایران بهتر است به جای استفاده از واژه اوراق قرضه برای تمام ابزارها، از اصطلاح گستردهتر اوراق بدهی و صکوک استفاده شود.
اسناد خزانه اسلامی چیست؟
اسناد خزانه اسلامی یا اخزا از ابزارهای شناختهشده بازار بدهی ایران هستند. این اوراق معمولاً پرداخت سود دورهای مانند اوراق کوپندار ندارند و سرمایهگذار آنها را در بازار با قیمتی پایینتر از مبلغی که در سررسید دریافت میشود خریداری میکند.
در نتیجه بازده سرمایهگذار از اختلاف میان قیمت خرید و مبلغ سررسید ایجاد میشود.
اگر تاریخ سررسید دورتر باشد یا نرخ بازده مورد انتظار بازار افزایش پیدا کند، قیمت اخزا میتواند پایینتر باشد.
اسناد خزانه همچنین به دلیل حضور گسترده در بازار میتوانند اطلاعات مهمی درباره نرخهای بازده مورد انتظار سرمایهگذاران در اقتصاد ارائه دهند.
البته برای اقدام واقعی باید مشخصات هر نماد، تاریخ سررسید و شرایط تسویه همان ابزار بررسی شود.
اوراق با نرخ ثابت و شناور چه تفاوتی دارند؟
در اوراق با نرخ ثابت، پرداخت دورهای بر اساس نرخ از پیش تعیینشده انجام میشود.
اگر نرخهای بهره بازار افزایش پیدا کنند، این پرداخت ثابت نسبت به ابزارهای جدید جذابیت کمتری پیدا میکند و قیمت اوراق موجود ممکن است کاهش یابد.
در اوراق Floating Rate یا نرخ شناور، پرداختها به یک نرخ مرجع وابسته هستند و میتوانند در طول زمان تغییر کنند.
به همین دلیل این ابزارها در برخی شرایط حساسیت کمتری نسبت به تغییر نرخ بهره دارند.
اما نرخ شناور نیز بدون ریسک نیست. کیفیت نرخ مرجع، سقف و کف احتمالی پرداختها و اعتبار ناشر باید بررسی شوند.
انتخاب میان نرخ ثابت و شناور به انتظارات سرمایهگذار درباره نرخهای آینده و هدف سرمایهگذاری بستگی دارد.
اوراق قابل بازخرید یا Callable چیست؟
برخی اوراق به ناشر اجازه میدهند پیش از سررسید نهایی، تحت شرایط مشخص اوراق را بازخرید کند.
این ویژگی برای ناشر ارزشمند است؛ زیرا اگر نرخهای بهره در آینده کاهش پیدا کنند، ممکن است بتواند بدهی قدیمی با نرخ بالاتر را تسویه کرده و منابع جدید را با هزینه کمتری جذب کند.
اما همین موضوع برای سرمایهگذار ریسک ایجاد میکند.
فرض کنید فرد اوراقی با نرخ جذاب خریداری کرده است و نرخهای بازار کاهش پیدا میکنند. درست زمانی که اوراق برای سرمایهگذار ارزشمندتر شده، ناشر ممکن است حق بازخرید را اعمال کند.
سرمایهگذار سپس مجبور خواهد شد پول خود را در بازاری با نرخهای پایینتر دوباره سرمایهگذاری کند.
این موضوع به Reinvestment Risk یا ریسک سرمایهگذاری مجدد مربوط میشود.
بازار اولیه و ثانویه اوراق بدهی چه تفاوتی دارند؟
Primary Market یا بازار اولیه جایی است که اوراق برای نخستین بار توسط ناشر عرضه میشوند.
در این مرحله منابع حاصل از فروش به ناشر میرسد و تأمین مالی انجام میشود.
پس از انتشار، بسیاری از اوراق میتوانند در Secondary Market یا بازار ثانویه میان سرمایهگذاران خرید و فروش شوند.
در معاملات بازار ثانویه، پول معمولاً میان خریدار و فروشنده جابهجا میشود و ناشر مستقیماً منابع جدید دریافت نمیکند.
وجود بازار ثانویه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا به سرمایهگذار امکان میدهد در صورت نیاز قبل از سررسید دارایی خود را بفروشد.
هرچه بازار ثانویه فعالتر و نقدشوندهتر باشد، ریسک نقدشوندگی کمتر خواهد بود.
بازار حراج اوراق چگونه کار میکند؟
بسیاری از دولتها بخشی از اوراق خود را از طریق سازوکار حراج عرضه میکنند.
در این روش سرمایهگذاران یا مؤسسات مالی پیشنهادهایی برای قیمت یا بازده موردنظر ارائه میکنند و بر اساس قواعد حراج، اوراق میان شرکتکنندگان تخصیص داده میشود.
نتیجه این فرآیند میتواند اطلاعات مهمی درباره میزان تقاضا برای بدهی دولت و بازده مورد انتظار بازار ارائه دهد.
اگر سرمایهگذاران برای خرید اوراق بازده بسیار بیشتری مطالبه کنند، هزینه تأمین مالی دولت نیز افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل نتایج حراج اوراق دولتی در بسیاری از اقتصادها توسط تحلیلگران مالی دنبال میشود.
بازار بینبانکی چه ارتباطی با اوراق بدهی دارد؟
بازار پول و بازار بدهی ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند.
بانکها برای مدیریت منابع کوتاهمدت خود در بازار بینبانکی فعالیت میکنند و نرخ این بازار یکی از متغیرهای مهم شرایط پولی اقتصاد است.
اوراق دولتی نیز میتوانند در مدیریت نقدینگی و عملیات سیاست پولی نقش داشته باشند.
بانک مرکزی در بسیاری از نظامهای مالی از خرید، فروش یا پذیرش برخی اوراق در عملیات خود استفاده میکند.
به همین دلیل تغییر سیاست پولی معمولاً ابتدا بر نرخهای کوتاهمدت اثر میگذارد و سپس این اثر میتواند به بخشهای دیگر منحنی بازده منتقل شود.
برای سرمایهگذار بازار بدهی، شناخت ارتباط میان نرخ سیاستی، بازار بینبانکی و بازده اوراق اهمیت زیادی دارد.
منحنی بازده چیست؟
Yield Curve نموداری است که بازده اوراق با سررسیدهای مختلف را در یک زمان مشخص نشان میدهد.
در یک منحنی معمولی، اوراق بلندمدت بازده بیشتری از اوراق کوتاهمدت دارند. یکی از دلایل آن این است که سرمایهگذار برای قفل کردن پول در مدت طولانیتر معمولاً جبران بیشتری مطالبه میکند.
اما شکل منحنی همیشه معمولی نیست.
گاهی بازده اوراق کوتاهمدت به بازده بلندمدت نزدیک میشود و منحنی Flat یا تخت میشود.
در برخی دورهها نیز بازده کوتاهمدت از بلندمدت بیشتر میشود که به آن Inverted Yield Curve یا منحنی بازده معکوس گفته میشود.
شکل منحنی بازده میتواند اطلاعات مهمی درباره انتظارات بازار از نرخ بهره، تورم و رشد اقتصادی ارائه دهد.
منحنی بازده معکوس چه معنایی دارد؟
در شرایط معمول انتظار میرود سرمایهگذار برای پذیرش ریسک زمانی بلندتر بازده بیشتری مطالبه کند. بنابراین نرخهای بلندمدت اغلب از نرخهای کوتاهمدت بالاتر هستند.
اما اگر بازار انتظار داشته باشد در آینده رشد اقتصادی کاهش یابد و بانک مرکزی نرخهای بهره را پایین بیاورد، تقاضا برای اوراق بلندمدت میتواند افزایش پیدا کند و بازده آنها کاهش یابد.
در چنین شرایطی ممکن است نرخ کوتاهمدت از بلندمدت بیشتر شود.
این وضعیت به عنوان Yield Curve Inversion شناخته میشود و در برخی اقتصادها بهعنوان یکی از شاخصهای مورد توجه برای بررسی احتمال کند شدن فعالیت اقتصادی استفاده میشود.
با این حال منحنی معکوس پیشبینی قطعی رکود نیست و زمانبندی آن نیز دقیق نیست. این شاخص باید در کنار سایر اطلاعات اقتصادی بررسی شود.
نرخ بهره بانک مرکزی چگونه بر اوراق اثر میگذارد؟
تصمیمهای بانک مرکزی یکی از مهمترین عوامل بازار بدهی هستند.
اگر بانک مرکزی نرخهای کوتاهمدت را افزایش دهد، ابزارهای جدید ممکن است بازده بیشتری ارائه کنند و قیمت اوراق قدیمی با نرخ کمتر تحت فشار قرار گیرد.
در مقابل کاهش نرخ بهره میتواند اوراق موجود با نرخهای بالاتر را جذابتر کند و قیمت آنها افزایش یابد.
با این حال اوراق بلندمدت فقط به نرخ امروز بانک مرکزی وابسته نیستند.
بازار انتظارات خود درباره تورم و نرخهای آینده را نیز در قیمت وارد میکند. ممکن است بانک مرکزی هنوز نرخ را تغییر نداده باشد اما بازار از ماهها قبل کاهش یا افزایش آینده را پیشبینی کرده باشد.
بنابراین قیمت اوراق معمولاً به انتظارات سیاست پولی نیز واکنش نشان میدهد.
تورم چه تأثیری بر بازار بدهی دارد؟
تورم یکی از مهمترین ریسکهای اوراق با پرداخت ثابت است.
فرض کنید اوراقی بازده اسمی 15 درصد ایجاد کند، اما تورم در همان دوره 20 درصد باشد. در چنین شرایطی ممکن است سرمایهگذار از نظر اسمی سود دریافت کرده باشد اما قدرت خرید واقعی سرمایه کاهش یافته باشد.
به همین دلیل سرمایهگذاران فقط نرخ اسمی را بررسی نمیکنند و بازده واقعی نیز اهمیت دارد.
اگر انتظار بازار از تورم افزایش پیدا کند، سرمایهگذاران معمولاً بازده بیشتری برای خرید اوراق با نرخ ثابت مطالبه میکنند. افزایش بازده مورد انتظار نیز میتواند قیمت اوراق موجود را کاهش دهد.
در مقابل کاهش انتظارات تورمی میتواند به کاهش نرخهای بازده کمک کند.
رابطه تورم و اوراق یکی از دلایل اصلی حساسیت بازار بدهی به انتشار شاخصهای قیمت است.
بازده واقعی اوراق چیست؟
Real Yield یا بازده واقعی تلاش میکند اثر تورم را از بازده اسمی جدا کند.
اگر یک سرمایهگذاری 20 درصد بازده اسمی ایجاد کند و تورم نیز بالا باشد، بخشی از این بازده فقط کاهش ارزش پول را جبران کرده است.
بهصورت تقریبی میتوان بازده واقعی را از اختلاف میان بازده اسمی و تورم تصور کرد، هرچند محاسبه دقیقتر از رابطه مرکب استفاده میکند.
بازده واقعی برای مقایسه بلندمدت داراییها اهمیت زیادی دارد.
ممکن است یک اوراق از نظر اسمی بازده بالایی داشته باشد اما در محیط تورمی قدرت خرید چندانی ایجاد نکند.
به همین دلیل در تحلیل بازار بدهی ایران توجه به تورم و نرخهای واقعی اهمیت ویژهای دارد.
ریسک نرخ بهره چیست؟
Interest Rate Risk خطر کاهش قیمت اوراق در نتیجه تغییر نرخهای بازار است.
این ریسک بیشتر برای سرمایهگذاری اهمیت دارد که ممکن است قبل از سررسید اوراق خود را بفروشد.
اگر فرد اوراق با نرخ ثابت بخرد و سپس نرخهای بازار افزایش پیدا کنند، قیمت اوراق او ممکن است کاهش یابد.
اگر مجبور به فروش شود، احتمال دارد با زیان سرمایهای مواجه شود.
در صورتی که اوراق تا سررسید نگهداری شود و ناشر تعهدات خود را کامل انجام دهد، نوسانات میاندورهای قیمت اثر متفاوتی خواهند داشت.
میزان حساسیت اوراق به نرخ بهره به سررسید، مقدار پرداختهای دورهای و ساختار جریان نقدی بستگی دارد.
Duration چیست و چه اطلاعاتی میدهد؟
Duration یکی از مهمترین مفاهیم حرفهای بازار بدهی است و برای سنجش حساسیت قیمت اوراق نسبت به تغییر نرخ بازده استفاده میشود.
به زبان ساده، هرچه Duration بالاتر باشد، قیمت اوراق نسبت به تغییر نرخهای بازار حساستر است.
اوراق بلندمدت و اوراقی که جریان نقدی بیشتری در آینده دور دارند معمولاً Duration بالاتری دارند.
فرض کنید دو اوراق از نظر ریسک اعتباری مشابه باشند اما یکی دو سال و دیگری بیست سال تا سررسید داشته باشد. در صورت تغییر قابل توجه نرخ بهره، قیمت اوراق بیستساله معمولاً تغییر شدیدتری خواهد داشت.
Duration به سرمایهگذار کمک میکند ریسک نرخ بهره سبد خود را اندازهگیری و مدیریت کند.
این مفهوم با سررسید ارتباط دارد اما دقیقاً همان سررسید نیست؛ زیرا زمانبندی تمام جریانهای نقدی اوراق را در نظر میگیرد.
Convexity چیست و چرا در تحلیل حرفهای اوراق استفاده میشود؟
رابطه قیمت اوراق و نرخ بازده کاملاً خطی نیست.
Duration میتواند تقریب مناسبی از تغییر قیمت برای حرکات کوچک نرخ باشد، اما برای تغییرات بزرگتر دقت آن محدود میشود.
Convexity تلاش میکند انحنای رابطه قیمت و بازده را نیز در محاسبه وارد کند.
اوراق با Convexity بیشتر میتوانند در برخی شرایط رفتار مطلوبتری نسبت به تغییرات نرخ داشته باشند.
برای سرمایهگذار مبتدی لازم نیست محاسبات پیچیده Convexity را در شروع یاد بگیرد، اما شناخت مفهوم آن کمک میکند متوجه شود چرا رابطه قیمت و نرخ بهره با یک خط ساده توضیح داده نمیشود.
ریسک اعتباری چیست؟
Credit Risk احتمال آن است که ناشر نتواند پرداختهای وعده دادهشده را طبق قرارداد انجام دهد.
این مشکل میتواند شامل تأخیر در پرداخت، کاهش مبلغ پرداختی یا در شدیدترین حالت نکول باشد.
هرچه سرمایهگذاران احتمال این اتفاق را بیشتر بدانند، معمولاً بازده بیشتری برای خرید اوراق مطالبه میکنند.
به همین دلیل اوراق ناشران ضعیفتر اغلب نرخ بازده بالاتری نسبت به اوراق ناشران با اعتبار بیشتر دارند.
نرخ بالاتر در اینجا لزوماً فرصت بهتر نیست؛ بلکه ممکن است جبران ریسک بیشتر باشد.
این یکی از مهمترین اصول بازار بدهی است: بازده بیشتر معمولاً بدون دلیل ارائه نمیشود.
رتبه اعتباری چیست؟
Credit Rating ارزیابیای درباره توانایی و تمایل ناشر برای انجام تعهدات مالی است که توسط مؤسسات رتبهبندی یا نهادهای مربوط انجام میشود.
اوراق با رتبه اعتباری بالا معمولاً احتمال نکول پایینتری دارند و در نتیجه ممکن است با بازده کمتری معامله شوند.
در مقابل اوراق با رتبه پایینتر برای جذب سرمایهگذار باید بازده بیشتری ارائه کنند.
با این حال رتبه اعتباری تضمین نمیکند که اوراق بدون ریسک باشد.
وضعیت مالی ناشر میتواند تغییر کند و مؤسسات رتبهبندی نیز ممکن است ارزیابی خود را اصلاح کنند.
سرمایهگذار بهتر است رتبه اعتباری را یکی از ورودیهای تحلیل بداند، نه جایگزین کامل بررسی وضعیت مالی.
اسپرد اعتباری چیست؟
Credit Spread اختلاف میان بازده یک اوراق دارای ریسک اعتباری و بازده یک اوراق مرجع با ریسک اعتباری کمتر و سررسید مشابه است.
برای مثال اگر اوراق دولتی با سررسید مشخص 10 درصد بازده داشته باشد و اوراق شرکتی مشابه 14 درصد، اختلاف 4 واحد درصد را میتوان بخشی از اسپرد اعتباری در نظر گرفت.
این اختلاف نشان میدهد سرمایهگذار برای پذیرش ریسک بیشتر چه مقدار بازده اضافی مطالبه میکند.
در دورههای آرام اقتصادی، اسپردها ممکن است کاهش پیدا کنند زیرا سرمایهگذاران نگرانی کمتری درباره نکول دارند.
در زمان بحران یا رکود، اسپرد اعتباری میتواند افزایش پیدا کند.
به همین دلیل بازار اوراق شرکتی اطلاعات مهمی درباره میزان ریسکپذیری سرمایهگذاران ارائه میدهد.
ریسک نکول چیست؟
Default یا نکول زمانی رخ میدهد که ناشر نتواند یکی از تعهدات مالی خود را طبق قرارداد انجام دهد.
نکول لزوماً به معنی از بین رفتن کامل سرمایه نیست. ممکن است فرآیند بازسازی بدهی انجام شود و سرمایهگذاران بخشی از مطالبات خود را دریافت کنند.
مقدار سرمایهای که پس از نکول قابل بازیابی است با مفهومی مانند Recovery Rate ارتباط دارد.
اما فرآیند حقوقی و مالی نکول میتواند طولانی و پیچیده باشد.
به همین دلیل سرمایهگذار نباید فقط به نرخ سود بالا توجه کند؛ باید احتمال نکول و میزان احتمالی بازیافت سرمایه را نیز در نظر بگیرد.
ریسک نقدشوندگی در اوراق چیست؟
تمام اوراق به یک اندازه راحت خرید و فروش نمیشوند.
برخی اوراق دولتی حجم معاملات بالایی دارند و فروش آنها سادهتر است، در حالی که یک اوراق شرکتی کوچک ممکن است معاملهگران کمی داشته باشد.
اگر سرمایهگذار مجبور شود در بازار کمعمق دارایی خود را سریع بفروشد، ممکن است مجبور شود قیمت پایینتری بپذیرد.
فاصله قیمت خرید و فروش نیز در اوراق کمنقدشونده میتواند بیشتر باشد.
این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا یک نرخ بازده جذاب روی کاغذ ممکن است بخشی از جبران همین نقدشوندگی پایین باشد.
بنابراین پیش از خرید باید بررسی شود اگر قبل از سررسید به پول نیاز پیدا کردید، امکان فروش اوراق تا چه اندازه وجود دارد.
ریسک سرمایهگذاری مجدد چیست؟
Reinvestment Risk زمانی اهمیت پیدا میکند که سرمایهگذار در طول عمر اوراق پرداختهای دورهای دریافت کند.
اگر نرخهای بهره کاهش پیدا کرده باشند، ممکن است نتوان این پرداختها را با همان نرخ اولیه دوباره سرمایهگذاری کرد.
برای مثال اوراقی با پرداخت دورهای 15 درصد خریداری شده است، اما دو سال بعد نرخهای بازار به 8 درصد کاهش پیدا میکنند. پرداختهای جدید فقط با نرخ پایینتر قابل سرمایهگذاری خواهند بود.
این موضوع باعث میشود بازده واقعی سرمایهگذار با عدد اولیه متفاوت باشد.
ریسک سرمایهگذاری مجدد بهخصوص برای اوراق کوپندار و اوراق Callable اهمیت دارد.
ریسک تورم چه تفاوتی با ریسک نرخ بهره دارد؟
ریسک نرخ بهره بیشتر به تغییر قیمت بازار اوراق بر اثر تغییر نرخهای بازده مربوط است، در حالی که ریسک تورم به کاهش قدرت خرید پرداختهای آینده اشاره دارد.
ممکن است سرمایهگذار اوراق را تا سررسید نگهداری کند و هیچ زیان اسمی از تغییر قیمت تجربه نکند، اما اگر تورم بسیار بالا باشد، قدرت خرید مبلغ دریافتی کاهش یافته باشد.
به همین دلیل نگهداری تا سررسید همه ریسکهای اوراق را حذف نمیکند.
سرمایهگذار همچنان باید تورم، اعتبار ناشر و هزینه فرصت سرمایه را در نظر بگیرد.
آیا اوراق بدهی سرمایهگذاری بدون ریسک هستند؟
خیر. عبارتهایی مانند Fixed Income یا درآمد ثابت گاهی باعث میشوند افراد تصور کنند اصل سرمایه و بازده همیشه تضمینشده هستند.
درآمد ثابت بیشتر به ساختار جریانهای نقدی اشاره دارد و الزاماً به معنی بدون ریسک بودن نیست.
اوراق میتوانند با ریسک نرخ بهره، تورم، نقدشوندگی، اعتبار ناشر، بازخرید زودهنگام و سایر ریسکها مواجه باشند.
حتی در اوراق دولتی با ریسک اعتباری پایین، افزایش نرخ بهره میتواند قیمت بازار را کاهش دهد و تورم نیز میتواند بازده واقعی را منفی کند.
بنابراین انتخاب اوراق باید بر اساس نوع ریسک و هدف سرمایهگذاری انجام شود، نه صرفاً تصور «سود قطعی».
صندوق درآمد ثابت چه ارتباطی با بازار بدهی دارد؟
صندوقهای درآمد ثابت معمولاً بخش قابل توجهی از دارایی خود را در اوراق بدهی، سپردهها و سایر ابزارهای کمریسکتر سرمایهگذاری میکنند.
برای سرمایهگذار خُرد، این صندوقها میتوانند راه سادهتری برای مواجهه با بازار بدهی باشند؛ زیرا مدیریت انتخاب اوراق و سررسیدها توسط مدیر صندوق انجام میشود.
مزیت دیگر امکان تنوعبخشی بیشتر است. به جای خرید یک اوراق، صندوق میتواند مجموعهای از ابزارهای مختلف در اختیار داشته باشد.
اما صندوق درآمد ثابت نیز کاملاً بدون ریسک نیست.
ترکیب دارایی، Duration، کیفیت اعتباری، هزینههای صندوق و نحوه محاسبه بازده اهمیت دارند.
همچنین عملکرد صندوقهای مختلف ممکن است یکسان نباشد.
سرمایهگذاری مستقیم در اوراق بهتر است یا صندوق درآمد ثابت؟
خرید مستقیم اوراق کنترل بیشتری بر سررسید و جریانهای نقدی ایجاد میکند. سرمایهگذار میداند کدام اوراق را در اختیار دارد و میتواند سررسید آن را با نیاز مالی خود هماهنگ کند.
در مقابل این روش نیازمند شناخت بیشتر درباره YTM، قیمت، نقدشوندگی و ریسک ناشر است.
صندوق درآمد ثابت مدیریت را سادهتر میکند و تنوع بیشتری ایجاد میکند، اما سرمایهگذار کنترل مستقیم کمتری بر انتخاب اوراق دارد.
در صندوق همچنین ممکن است سررسید مشخصی برای سرمایهگذاری فرد وجود نداشته باشد؛ زیرا صندوق بهصورت مستمر داراییهای خود را مدیریت میکند.
انتخاب میان این دو روش به میزان دانش، سرمایه، افق زمانی و نیاز به مدیریت مستقیم بستگی دارد.
استراتژی نردبان اوراق یا Bond Ladder چیست؟
Bond Ladder روشی برای مدیریت سررسید است که در آن سرمایهگذار سرمایه خود را میان چند اوراق با تاریخهای سررسید متفاوت تقسیم میکند.
برای مثال بخشی از سرمایه ممکن است در اوراق یکساله، بخشی در دوساله، بخشی در سهساله و بخش دیگری در سررسیدهای طولانیتر قرار گیرد.
با سررسید شدن هر بخش، سرمایهگذار میتواند منابع آزادشده را بر اساس نرخهای جدید دوباره سرمایهگذاری کند.
این روش میتواند وابستگی کل سرمایه به یک تاریخ و یک نرخ مشخص را کاهش دهد.
اگر نرخها افزایش پیدا کنند، بخشهایی که زودتر سررسید میشوند امکان سرمایهگذاری مجدد در نرخ بالاتر دارند. اگر نرخها کاهش یابند، بخشی از سرمایه همچنان در اوراق بلندمدت با نرخ قبلی باقی مانده است.
Bond Ladder ریسک را حذف نمیکند، اما میتواند ابزار مفیدی برای مدیریت نرخ بهره و جریان نقدی باشد.
استراتژی Barbell در بازار اوراق چیست؟
در استراتژی Barbell، بخش عمده سرمایه میان اوراق کوتاهمدت و بلندمدت تقسیم میشود و وزن کمتری به سررسیدهای میانی اختصاص پیدا میکند.
اوراق کوتاهمدت نقدشوندگی و انعطاف بیشتری ایجاد میکنند، در حالی که اوراق بلندمدت میتوانند امکان تثبیت نرخ برای مدت طولانیتر را فراهم کنند.
این استراتژی معمولاً نیازمند مدیریت فعالتر است؛ زیرا سررسیدهای کوتاه باید بهطور مداوم دوباره سرمایهگذاری شوند.
مناسب بودن Barbell به شکل منحنی بازده و انتظارات نرخ بهره بستگی دارد و برای همه سرمایهگذاران بهترین گزینه نیست.
اوراق بدهی چه نقشی در تنوع سبد سرمایهگذاری دارند؟
یکی از کاربردهای مهم اوراق بدهی کاهش وابستگی سبد به داراییهای پرنوسانتر است.
سهام میتواند بازده بلندمدت بالاتری ایجاد کند اما نوسانات آن بیشتر است. بخشی از اوراق با کیفیت بالا ممکن است در برخی دورهها رفتار متفاوتی نسبت به سهام داشته باشد و به کاهش نوسان کل سبد کمک کند.
همچنین جریانهای نقدی اوراق میتوانند برای سرمایهگذارانی که به درآمد دورهای نیاز دارند مفید باشند.
با این حال رابطه میان سهام و اوراق در طول زمان ثابت نیست.
برای مثال در دورهای که تورم شدید باعث افزایش نرخ بهره میشود، ممکن است هم قیمت سهام و هم قیمت اوراق بلندمدت تحت فشار قرار گیرند.
بنابراین تنوعبخشی باید بر اساس رفتار واقعی داراییها و ریسکهای مشترک آنها انجام شود.
بازار بدهی چه ارتباطی با بازار سهام دارد؟
نرخ بازده اوراق یکی از مهمترین متغیرهای ارزشگذاری سهام است.
اگر سرمایهگذار بتواند از اوراق با ریسک پایینتر بازده جذابی دریافت کند، ممکن است برای خرید سهام پرریسکتر بازده بالاتری مطالبه کند.
افزایش نرخ بازده اوراق همچنین نرخ تنزیل مورد استفاده در ارزشگذاری جریانهای نقدی شرکتها را افزایش میدهد و میتواند بر ارزش فعلی سهام فشار وارد کند.
از طرف دیگر افزایش هزینه تأمین مالی میتواند هزینه بدهی شرکتها را بالا ببرد و سودآوری آنها را کاهش دهد.
به همین دلیل جهش بازده اوراق دولتی معمولاً توسط سرمایهگذاران سهام نیز با دقت دنبال میشود.
البته اثر نرخ بهره بر صنایع یکسان نیست و شرکتهای مختلف حساسیت متفاوتی دارند.
اوراق بدهی چه ارتباطی با طلا دارد؟
طلا پرداخت دورهای ایجاد نمیکند، در حالی که اوراق میتوانند بازده اسمی مشخصی داشته باشند.
اگر نرخهای واقعی افزایش پیدا کنند، هزینه فرصت نگهداری طلا ممکن است بیشتر شود؛ زیرا سرمایهگذار میتواند از داراییهای بهرهدار بازده واقعی بیشتری دریافت کند.
به همین دلیل بازار طلا معمولاً نرخ بازده اوراق و بهخصوص نرخهای واقعی را دنبال میکند.
اما رابطه طلا و اوراق کاملاً ثابت نیست.
ریسکهای سیاسی، تورم، ارزش دلار و تقاضای سرمایهگذاری نیز بر طلا اثر دارند.
در دورههای بحران ممکن است هم اوراق دولتی با کیفیت بالا و هم طلا به دلیل تقاضای پناهگاه امن مورد توجه قرار گیرند.
بازار اوراق چه ارتباطی با ارز دارد؟
نرخهای بهره و بازده اوراق میتوانند بر جریان سرمایه میان کشورها اثر بگذارند.
اگر بازده داراییهای یک کشور افزایش پیدا کند، ممکن است برای برخی سرمایهگذاران خارجی جذابتر شود و تقاضا برای ارز آن کشور تغییر کند.
به همین دلیل معاملهگران فارکس اختلاف بازده اوراق کشورهای مختلف را دنبال میکنند.
برای مثال تغییر انتظارات درباره نرخهای آمریکا میتواند هم بازار اوراق خزانه آمریکا و هم ارزش دلار را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال بازده بالاتر همیشه باعث تقویت ارز نمیشود. اگر نرخ بالا نتیجه تورم شدید یا افزایش ریسک اعتباری باشد، واکنش سرمایهگذاران میتواند متفاوت باشد.
اوراق بدهی بهتر است یا سپرده بانکی؟
این دو ابزار برخی شباهتها دارند اما یکسان نیستند.
سپرده معمولاً قراردادی با بانک است و شرایط برداشت و نرخ آن بر اساس مقررات و نوع حساب تعیین میشود.
اوراق بدهی یک دارایی قابل معامله است و قیمت آن ممکن است پیش از سررسید افزایش یا کاهش پیدا کند.
اگر سرمایهگذار اوراق را قبل از سررسید بفروشد، ممکن است سود یا زیان سرمایهای ایجاد شود.
نقدشوندگی، تضمینها، مالیات، نرخ بازده و ریسک هر ابزار نیز باید جداگانه بررسی شوند.
بنابراین مقایسه فقط با مشاهده یک درصد سود کافی نیست؛ باید بازده مؤثر، دسترسی به پول و ریسکهای هر گزینه در نظر گرفته شوند.
اوراق بدهی بهتر است یا سهام؟
اوراق و سهام اهداف متفاوتی در سبد سرمایهگذاری دارند.
سهام امکان مشارکت در رشد سودآوری شرکت را فراهم میکند و پتانسیل بازده بالاتری دارد، اما نوسان و ریسک کسبوکار نیز بیشتر است.
اوراق بدهی معمولاً جریان نقدی قابل پیشبینیتری دارند و در ساختار سرمایه نسبت به سهام اولویت بیشتری دارند.
در مقابل پتانسیل رشد اوراق محدودتر است و تورم میتواند قدرت خرید بازده ثابت را کاهش دهد.
سرمایهگذار جوان با افق زمانی بلند ممکن است سهم بیشتری به داراییهای رشدی بدهد، در حالی که فردی که به حفظ سرمایه و درآمد دورهای اهمیت بیشتری میدهد ممکن است وزن بیشتری به اوراق اختصاص دهد.
هیچکدام بهطور مطلق برای همه افراد بهتر نیستند.
اوراق بدهی بهتر است یا طلا؟
طلا و اوراق دو نقش متفاوت دارند.
اوراق میتوانند درآمد دورهای یا بازده قابل محاسبهتری ایجاد کنند، در حالی که طلای فیزیکی جریان نقدی ندارد.
در مقابل طلا در برخی دورههای تورمی یا بحرانهای مالی میتواند رفتار متفاوتی داشته باشد.
اوراق با نرخ ثابت نسبت به افزایش تورم آسیبپذیر هستند، زیرا ارزش واقعی پرداختهای آینده کاهش پیدا میکند.
طلا نیز تضمینی برای حفظ قدرت خرید در تمام دورهها ندارد و میتواند نوسان قابل توجهی داشته باشد.
مقایسه منطقی باید بر اساس نرخ واقعی، افق زمانی، نیاز به درآمد و ریسکپذیری انجام شود.
اوراق بدهی بهتر است یا مسکن؟
مسکن یک دارایی واقعی است که میتواند اجاره ایجاد کند، اما برای خرید مستقیم معمولاً سرمایه بالایی نیاز دارد و نقدشوندگی آن پایین است.
اوراق بدهی را میتوان با سرمایه کمتر خرید و در بسیاری از بازارها خرید و فروش آن سادهتر است.
مسکن ممکن است در دورههای تورمی از افزایش قیمت زمین و ساختمان منتفع شود، در حالی که اوراق با نرخ ثابت میتوانند با کاهش بازده واقعی مواجه شوند.
از طرف دیگر ملک دارای هزینه نگهداری، تعمیر و مسائل حقوقی است و اوراق نیز با ریسک نرخ بهره و اعتبار ناشر روبهرو هستند.
بنابراین انتخاب باید با توجه به هدف سرمایهگذار و ترکیب کل داراییها انجام شود.
چگونه یک اوراق بدهی را تحلیل کنیم؟
تحلیل اوراق بهتر است با بررسی ناشر آغاز شود. ابتدا باید مشخص شود چه نهادی مسئول انجام پرداختهاست و توانایی مالی آن چگونه ارزیابی میشود.
سپس باید ساختار جریان نقدی بررسی شود. آیا اوراق پرداخت دورهای دارد؟ نرخ آن ثابت است یا شناور؟ سررسید چه زمانی است و آیا امکان بازخرید زودهنگام وجود دارد؟
مرحله بعد بررسی قیمت بازار و بازده است. YTM، بازده جاری و اختلاف بازده با ابزارهای مشابه اطلاعات مهمی ارائه میکنند.
پس از آن باید Duration، نقدشوندگی و اثر احتمالی تغییر نرخهای بازار بررسی شوند.
در نهایت بازده اسمی باید با تورم مورد انتظار مقایسه شود تا مشخص شود سرمایهگذاری از نظر واقعی چه جذابیتی دارد.
تحلیل بنیادی اوراق شرکتی چگونه انجام میشود؟
در اوراق شرکتی باید توانایی شرکت برای پرداخت بدهی بررسی شود.
درآمد، سود عملیاتی، جریان نقدی، میزان بدهی موجود، هزینه بهره و سررسید سایر تعهدات از مهمترین عوامل هستند.
نسبتهای مالی نیز میتوانند مفید باشند. برای مثال توانایی شرکت برای پوشش هزینههای مالی یکی از موضوعات مهم تحلیل اعتبار است.
ساختار صنعت نیز اهمیت دارد. شرکتی در یک صنعت بسیار چرخهای ممکن است در دوره رکود با کاهش شدید درآمد مواجه شود.
ضمانتها و وثایق احتمالی اوراق نیز باید بررسی شوند.
در تحلیل اوراق شرکتی هدف اصلی پیشبینی رشد قیمت شرکت نیست؛ بلکه باید پرسید آیا شرکت توان انجام کامل تعهدات مالی خود را دارد؟
چگونه بازده دو اوراق را با هم مقایسه کنیم؟
فقط مقایسه عدد نرخ پرداخت کافی نیست.
ابتدا باید سررسید دو اوراق مشابه باشد یا اختلاف مدت در نظر گرفته شود.
سپس ریسک اعتباری، نقدشوندگی، ساختار پرداخت و ویژگیهایی مانند Callable بودن بررسی شوند.
YTM میتواند ابزار مناسبی برای مقایسه باشد، اما باز هم اوراق با ریسک بیشتر ممکن است YTM بالاتری داشته باشد.
همچنین باید بازده پس از مالیات و هزینههای معامله را در صورت وجود بررسی کرد.
مقایسه حرفهای زمانی انجام میشود که بازده اضافی را در برابر ریسک اضافی قرار دهیم، نه اینکه صرفاً اوراق با بالاترین نرخ انتخاب شود.
مهمترین ریسکهای سرمایهگذاری در اوراق بدهی چیست؟
اوراق بدهی نسبت به بسیاری از داراییهای پرنوسان آرامتر به نظر میرسند، اما مجموعهای از ریسکهای مهم دارند. افزایش نرخ بهره میتواند قیمت اوراق را کاهش دهد، تورم میتواند قدرت خرید پرداختهای آینده را کم کند و مشکلات مالی ناشر ممکن است ریسک نکول ایجاد کند.
اگر بازار اوراق کمعمق باشد، فروش پیش از سررسید نیز ممکن است دشوار باشد. در اوراق Callable ریسک بازخرید زودهنگام وجود دارد و سرمایهگذار ممکن است مجبور شود منابع خود را در نرخ پایینتری دوباره سرمایهگذاری کند.
در اوراق با سررسید طولانی، Duration بالاتر میتواند حساسیت به تغییر نرخ بهره را بیشتر کند.
بنابراین اینکه اوراق درآمد ثابتی دارد به معنی ثابت بودن قیمت و بازده واقعی آن نیست.
اشتباهات رایج سرمایهگذاران تازهکار در بازار بدهی
یکی از رایجترین اشتباهات این است که سرمایهگذار فقط بالاترین نرخ بازده را پیدا کرده و بدون بررسی دلیل آن اوراق را خریداری کند. بازده بالاتر ممکن است نشانه ریسک اعتباری، نقدشوندگی پایین یا سررسید طولانیتر باشد.
اشتباه دیگر برابر دانستن نرخ کوپن با بازده واقعی سرمایهگذاری است. قیمت خرید نقش مهمی در نتیجه نهایی دارد و YTM میتواند تصویر کاملتری ارائه دهد.
نادیده گرفتن تورم نیز میتواند باعث ارزیابی اشتباه شود. سود اسمی بالا الزاماً به معنی افزایش قدرت خرید نیست.
برخی سرمایهگذاران نیز تصور میکنند اگر اوراق دولتی باشد قیمت آن کاهش پیدا نمیکند، در حالی که تغییر نرخ بهره میتواند باعث نوسان قابل توجه قیمت در بازار ثانویه شود.
تمرکز تمام سرمایه روی یک ناشر یا یک سررسید نیز ریسک غیرضروری ایجاد میکند.
قبل از خرید اوراق به چه نکاتی توجه کنیم؟
پیش از خرید باید مشخص شود هدف سرمایهگذاری چیست. اگر پول در تاریخ مشخصی موردنیاز است، سررسید اوراق باید با آن زمان هماهنگ باشد.
سپس ناشر و ریسک اعتباری بررسی میشوند. میزان بازده باید در کنار اعتبار ناشر تفسیر شود.
قیمت بازار و YTM نیز اهمیت دارند. دو اوراق با نرخ پرداخت مشابه میتوانند به دلیل تفاوت قیمت، بازده متفاوتی داشته باشند.
نقدشوندگی بازار باید بررسی شود؛ بهخصوص اگر احتمال فروش قبل از سررسید وجود دارد.
Duration و حساسیت به نرخ بهره نیز برای اوراق میانمدت و بلندمدت مهم هستند.
در نهایت بهتر است بازده اسمی با تورم مورد انتظار و سایر گزینههای سرمایهگذاری مقایسه شود.
آیا زمان خرید اوراق بدهی اهمیت دارد؟
بله. قیمت اوراق به نرخهای بازار و انتظارات سرمایهگذاران حساس است.
اگر نرخهای بهره در حال افزایش باشند، خرید اوراق بلندمدت با نرخ ثابت میتواند ریسک کاهش قیمت بیشتری داشته باشد.
در مقابل اگر بازار انتظار کاهش نرخها را داشته باشد، اوراق موجود با نرخ بالاتر ممکن است افزایش قیمت پیدا کنند.
اما پیشبینی دقیق نقطه اوج یا کف نرخ بهره دشوار است.
سرمایهگذاری که اوراق را برای دریافت جریان نقدی و نگهداری تا سررسید خریداری میکند نیز شرایط متفاوتی از معاملهگری دارد که قصد کسب سود از تغییر قیمت دارد.
بنابراین زمانبندی باید با هدف سرمایهگذاری هماهنگ باشد.
آیا میتوان از اوراق بدهی درآمد دورهای داشت؟
بله، برخی انواع اوراق پرداختهای دورهای ایجاد میکنند و همین ویژگی آنها را برای سرمایهگذارانی که به جریان نقدی نیاز دارند جذاب میکند.
اما مقدار و زمان پرداخت به ساختار اوراق بستگی دارد.
اوراق بدون کوپن پرداخت دورهای ندارند و بازده آنها عمدتاً در قیمت خرید و مبلغ سررسید منعکس میشود.
پرداخت دورهای نیز به معنی تضمین مطلق نیست و توانایی ناشر برای انجام تعهدات باید در نظر گرفته شود.
برای ایجاد درآمد منظمتر میتوان از ترکیبی از اوراق با تاریخهای پرداخت یا سررسید مختلف استفاده کرد.
آیا تمام سرمایه را باید در اوراق بدهی قرار داد؟
تمرکز کامل دارایی در یک کلاس سرمایهگذاری میتواند باعث از دست رفتن فرصتهای دیگر و ایجاد ریسکهای خاص شود.
اوراق با نرخ ثابت ممکن است در دورههای تورم بالا بازده واقعی ضعیفی داشته باشند، در حالی که برخی داراییهای واقعی رفتار متفاوتی نشان میدهند.
از طرف دیگر قرار دادن بخشی از سبد در اوراق میتواند برای کاهش نوسان و ایجاد جریان نقدی مفید باشد.
میزان مناسب آن به سن، درآمد، نیاز به نقدینگی، هدف سرمایهگذاری، افق زمانی و تحمل ریسک فرد بستگی دارد.
حتی داخل بخش بدهی نیز تنوع میان ناشران و سررسیدها اهمیت دارد.
بازار اوراق بدهی برای چه کسانی اهمیت دارد؟
بازار بدهی فقط برای سرمایهگذاران محافظهکار مهم نیست.
سرمایهگذار بورس نرخ اوراق را دنبال میکند زیرا این نرخ بر ارزشگذاری سهام و هزینه تأمین مالی شرکتها اثر دارد.
معاملهگر طلا نرخهای واقعی را بررسی میکند و فعال فارکس اختلاف بازده میان کشورها را دنبال میکند.
شرکتها نیز برای تصمیم درباره انتشار بدهی یا دریافت وام به شرایط این بازار توجه دارند.
دولتها از بازار بدهی برای تأمین مالی استفاده میکنند و بانکهای مرکزی نیز نرخهای بازار اوراق را بهعنوان بخشی از شرایط مالی اقتصاد دنبال میکنند.
بنابراین بازار بدهی یکی از ستونهای اصلی نظام مالی است و شناخت آن برای درک سایر بازارهای سرمایهگذاری نیز اهمیت دارد.
برای شروع یادگیری بازار اوراق بدهی از کجا شروع کنیم؟
فرد مبتدی بهتر است ابتدا ارزش اسمی، سررسید، قیمت بازار و نرخ کوپن را یاد بگیرد. پس از آن باید تفاوت میان نرخ کوپن، Current Yield و Yield to Maturity را درک کند.
مرحله بعد شناخت رابطه معکوس قیمت اوراق و نرخ بهره است.
پس از آن میتوان ریسک نرخ بهره، ریسک اعتباری، تورم و نقدشوندگی را مطالعه کرد.
در مرحله پیشرفتهتر مفاهیمی مانند Duration، Convexity، منحنی بازده و Credit Spread اهمیت پیدا میکنند.
برای بازار ایران نیز شناخت اسناد خزانه، صکوک و صندوقهای درآمد ثابت مسیر مناسبی برای ادامه آموزش است.
جدول خلاصه مفاهیم مهم بازار اوراق بدهی
| مفهوم | تعریف ساده | نکته مهم |
|---|---|---|
| اوراق بدهی | تعهد مالی ناشر در برابر سرمایهگذار | دارنده اوراق طلبکار است نه مالک شرکت |
| ارزش اسمی | مبلغ پایه اوراق | معمولاً در سررسید مبنای بازپرداخت است |
| سررسید | تاریخ پایان دوره اوراق | طول مدت بر ریسک نرخ بهره اثر دارد |
| نرخ کوپن | نرخ پرداخت دورهای | بر اساس ارزش اسمی محاسبه میشود |
| قیمت بازار | قیمت فعلی خرید و فروش | میتواند بالاتر یا پایینتر از ارزش اسمی باشد |
| Current Yield | پرداخت سالانه نسبت به قیمت فعلی | تغییر ارزش تا سررسید را لحاظ نمیکند |
| YTM | بازده تا سررسید | معیار مهم مقایسه اوراق |
| Duration | حساسیت قیمت به نرخ بهره | Duration بالاتر یعنی حساسیت بیشتر |
| Credit Risk | ریسک ناتوانی ناشر در پرداخت | بازده بیشتر میتواند جبران این ریسک باشد |
| Credit Spread | بازده اضافی نسبت به اوراق مرجع | معیاری از ریسک اعتباری بازار |
| Yield Curve | رابطه بازده و سررسید | انتظارات نرخ و اقتصاد را نشان میدهد |
| Liquidity Risk | دشواری فروش اوراق | در ابزارهای کممعامله بیشتر است |
| Inflation Risk | کاهش قدرت خرید پرداختها | برای اوراق نرخ ثابت اهمیت زیادی دارد |
| Reinvestment Risk | سرمایهگذاری مجدد در نرخ پایینتر | برای پرداختهای دورهای مهم است |
آیا بازار اوراق بدهی راهی برای سود تضمینی است؟
ماهیت آرامتر بازار بدهی ممکن است باعث شود برخی سرمایهگذاران آن را کاملاً بدون ریسک تصور کنند، اما این برداشت صحیح نیست.
اوراق با کیفیت اعتباری بالا میتوانند نسبت به سهام یا رمزارز نوسان کمتری داشته باشند، اما همچنان تحت تأثیر نرخ بهره و تورم قرار میگیرند.
اوراق شرکتی نیز ممکن است با ریسک نکول روبهرو شوند و قیمت اوراق بلندمدت در دوره افزایش نرخها میتواند کاهش قابل توجهی داشته باشد.
بازدههای بسیار بالا نیز باید با احتیاط بررسی شوند؛ زیرا معمولاً نشاندهنده پذیرش نوعی ریسک اضافی هستند.
هدف منطقیتر این است که بازار بدهی بهعنوان ابزاری برای مدیریت جریان نقدی، تنوعبخشی، تأمین مالی و کنترل ریسک سبد شناخته شود، نه منبع سود بدون ریسک.
جمعبندی؛ بازار اوراق بدهی را چگونه باید شناخت؟
بازار اوراق بدهی یکی از مهمترین بخشهای نظام مالی است و دولتها، شرکتها و سایر نهادها از آن برای تأمین منابع مالی استفاده میکنند. سرمایهگذار با خرید اوراق برخلاف سهامدار مالک بخشی از شرکت نمیشود، بلکه در جایگاه دارنده یک مطالبه مالی قرار میگیرد.
هر اوراق مجموعهای از ویژگیها مانند ارزش اسمی، سررسید، جریانهای نقدی و شرایط قراردادی دارد. قیمت بازار نیز الزاماً برابر با ارزش اسمی نیست و بر اساس نرخ بازده مورد انتظار سرمایهگذاران تغییر میکند.
یکی از مهمترین اصول این بازار رابطه معکوس قیمت و نرخ بهره است. وقتی بازده مورد انتظار بازار افزایش پیدا میکند، قیمت اوراق موجود معمولاً کاهش مییابد و زمانی که نرخها پایین میآیند، اوراق قدیمی با پرداختهای بالاتر میتوانند ارزش بیشتری پیدا کنند.
برای ارزیابی اوراق فقط نرخ کوپن کافی نیست. Current Yield، YTM، سررسید، Duration، اعتبار ناشر و نقدشوندگی باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.
تورم نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا سرمایهگذار ممکن است بازده اسمی مثبت دریافت کند اما قدرت خرید واقعی سرمایه او افزایش پیدا نکند.
در بازار ایران بخش مهمی از ابزارهای بدهی در قالب صکوک و ابزارهایی مانند اسناد خزانه اسلامی ساختاربندی شدهاند و صندوقهای درآمد ثابت نیز یکی از مسیرهای غیرمستقیم سرمایهگذاری در این حوزه هستند.
در نهایت بازار بدهی را نباید بازاری بدون ریسک تصور کرد. مزیت اصلی آن این است که بسیاری از جریانهای نقدی و سررسیدها قابل پیشبینیتر از سهام هستند، اما ریسک نرخ بهره، تورم، اعتبار ناشر و نقدشوندگی همچنان باید مدیریت شوند.
سوالات متداول درباره بازار اوراق بدهی
اوراق بدهی چیست؟
اوراق بدهی ابزار مالی است که از طریق آن دولت، شرکت یا نهاد دیگری منابع مالی دریافت میکند و متعهد میشود بر اساس شرایط مشخص پرداختهایی را به سرمایهگذار انجام دهد. دارنده اوراق معمولاً در جایگاه طلبکار ناشر قرار دارد.
بازار اوراق بدهی چیست؟
بازار بدهی بازاری است که در آن اوراق دولتها، شرکتها و سایر ناشران منتشر و خرید و فروش میشوند. این بازار نقش مهمی در تأمین مالی اقتصاد و تعیین نرخهای بهره دارد.
تفاوت اوراق بدهی و سهام چیست؟
سهام نشاندهنده مالکیت بخشی از یک شرکت است، اما اوراق بدهی نشاندهنده طلب سرمایهگذار از ناشر است. سهام معمولاً پتانسیل رشد بیشتر و ریسک بیشتری دارد و اوراق جریان نقدی قابل پیشبینیتری ایجاد میکنند.
ارزش اسمی اوراق چیست؟
ارزش اسمی مبلغ پایهای است که شرایط اوراق بر اساس آن تعریف میشود و معمولاً در سررسید مبنای پرداخت قرار میگیرد. قیمت بازار میتواند بالاتر یا پایینتر از این مبلغ باشد.
نرخ کوپن چیست؟
نرخ کوپن درصدی از ارزش اسمی است که در اوراق کوپندار مبنای پرداخت دورهای قرار میگیرد. این نرخ با بازده واقعی سرمایهگذار یکسان نیست؛ زیرا قیمت خرید اوراق نیز اهمیت دارد.
YTM چیست؟
Yield to Maturity یا بازده تا سررسید نرخ بازدهی است که با توجه به قیمت فعلی، جریانهای نقدی و مبلغ سررسید محاسبه میشود و برای مقایسه اوراق کاربرد زیادی دارد.
چرا قیمت اوراق با نرخ بهره رابطه معکوس دارد؟
وقتی نرخهای جدید افزایش پیدا میکنند، اوراق قدیمی با پرداخت کمتر جذابیت خود را از دست میدهند و قیمت آنها کاهش پیدا میکند. با کاهش نرخهای بازار، اوراق قدیمی با نرخ بالاتر ارزش بیشتری پیدا میکنند.
Duration چیست؟
Duration معیاری برای سنجش حساسیت قیمت اوراق به تغییر نرخ بازده است. هرچه Duration بیشتر باشد، قیمت اوراق معمولاً نسبت به تغییر نرخ بهره حساستر است.
اوراق دولتی بدون ریسک هستند؟
خیر. حتی اوراق دولتی میتوانند با ریسک نرخ بهره، تورم و نقدشوندگی روبهرو شوند. ریسک اعتباری دولتها نیز در کشورهای مختلف یکسان نیست.
ریسک اعتباری چیست؟
ریسک اعتباری احتمال آن است که ناشر نتواند پرداختهای خود را طبق قرارداد انجام دهد. اوراق با ریسک اعتباری بیشتر معمولاً برای جذب سرمایهگذار بازده بیشتری ارائه میکنند.
اسناد خزانه اسلامی چیست؟
اسناد خزانه اسلامی از ابزارهای بدهی دولت در بازار ایران هستند که معمولاً پرداخت دورهای ندارند و با قیمتی متفاوت از مبلغ اسمی در بازار معامله میشوند. بازده آنها از اختلاف قیمت خرید و مبلغ دریافتی در سررسید شکل میگیرد.
صکوک چیست؟
صکوک مجموعهای از ابزارهای مالی اسلامی است که بر اساس قراردادهایی مانند اجاره و مرابحه طراحی میشوند. ساختار حقوقی آنها با اوراق قرضه متعارف متفاوت است.
صندوق درآمد ثابت چیست؟
صندوق درآمد ثابت معمولاً بخش عمده منابع خود را در اوراق بدهی، سپرده و سایر ابزارهای کمریسکتر سرمایهگذاری میکند و راهی غیرمستقیم برای مواجهه با بازار بدهی فراهم میکند.
آیا اوراق بدهی سود تضمینی دارد؟
نه در معنای مطلق. پرداختها به ساختار اوراق و توانایی ناشر وابسته هستند و قیمت بازار نیز میتواند تغییر کند. بعضی ابزارها ضمانتها یا سازوکارهای خاص دارند که باید برای همان اوراق بررسی شوند.
آیا با افزایش نرخ بهره قیمت اوراق کاهش پیدا میکند؟
در اوراق با نرخ ثابت معمولاً افزایش بازده مورد انتظار بازار باعث کاهش قیمت میشود. میزان این کاهش به Duration، سررسید و ساختار جریان نقدی بستگی دارد.
تورم چه تأثیری بر اوراق دارد؟
تورم قدرت خرید پرداختهای آینده را کاهش میدهد. افزایش انتظارات تورمی همچنین میتواند باعث افزایش بازده مورد انتظار سرمایهگذاران و کاهش قیمت اوراق نرخ ثابت شود.
اوراق بدهی برای چه کسانی مناسب است؟
اوراق میتوانند برای سرمایهگذارانی که به جریان نقدی، کاهش نوسان سبد یا سرمایهگذاری با افق زمانی مشخص نیاز دارند مفید باشند. میزان مناسب آن به هدف و ریسکپذیری فرد بستگی دارد.
برای شروع یادگیری بازار بدهی از کجا شروع کنیم؟
بهتر است ابتدا ارزش اسمی، سررسید، کوپن و قیمت بازار را یاد بگیرید. سپس Current Yield، YTM و رابطه قیمت با نرخ بهره را مطالعه کنید و بعد سراغ Duration، منحنی بازده و ریسک اعتباری بروید.


